تبليغاتX
سربانگ

درباره جشنواره موسیقی فجر

فردا جشنواره موسیقی فجر به پایان می رسد . من تاکنون از دو برنامه پژوهشی  و یک کنسرت( برنامه  داریوش طلایی و نیز برنامه  محسن نفر و نیز بخش اول کنسرت گروه خورشید  ) دیدن کرده ام . البته خیلی دلم می خواست که از دیگر برنامه ها هم بهره ای ببرم ( به خصوص در بخش پژوهش ) اما برخی گرفتاریها اجازه نداده است که چنین  توفیقی نصیب من شود. ضمن آنکه چکیده ای از این برنامه ها را هم می توان در اختتامیه دید . از برنامه داریوش طلایی و به خصوص سخنان و اجرای محسن نفر بسیارلذت بردم . نفر قطعه ای یک ربعه را اجرا کرد که اجرای گوشه بیداد بود با فرود در چهارگاه که جناب گنجه ای که بغل دست من نشسته بود می گفت تاکنون نوازنده ای چنین ترکیبی را انجام نداده است .سخنان طلایی بسیار کلاسه شده و دقیق بود . وی با  با شاهد مثالهایی که از یکی از اجراهایش( اجرای سال ۱۳۷۵ با مجید خلج در اوترخت هلند) به گوش حضار می رساند ُ توانست به خوبی بداهه نوازی و تفاوتهای آن با نوازندگی ساده را برای حاضران توضییح دهد . اما سخنان نفر از جنس دیگری بود . نفر که خود فلسفه خوانده است در این نشست بیشتر به طرح پرسش پرداخت . پرسشهای وی بر محور تشکیک یا تایید اصالت ردیفها ونیز بداهه نوازی به عنوان بدعتی در موسیقی استوار بود . گزارشی از این برنامه ونیز سخنان طلایی را هفته آینده خواهم آورد . درباره کنسرت درخشانی هم ضمن اینکه صدابرداری کار بسیار ناپخته بود و شنونده تفکیک بین سازها را به خوبی متوجه نمی شد ُ یک ایراد دیگر هم داشت  و ان سرماخوردگی شدید علیرضا قربانی بود که سبب شد تا کار به آدمی نچسبد . درباره جشنواره موسیقی فجر نوشته ای را امروز درااینجا آورده ام با عنوان " لبخندی نثار جشنواره "

+ نوشته شده در سه شنبه 27 دی1384ساعت 2:7 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

پاسخی مطلوب

 محمد حسین همافر رئیس دفتر امور موسیقی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی ضمن پوزش خواهی از روزنامه نگاران حوزه موسیقی اعلام کرد که ردیفی خاص را به روزنامه نگاران اختصاص خواهد داد . باید از این کار جناب همافر که به موقع نسبت به رفتار مدیر زیردستش واکنش نشان داد قدردانی کرد . اما از سوی دیگر شنیدم که مدیر یاد شده ( مطابق پیش بینی من ) دست از تلاش برنداشته و در نامه ای خواسته است که گزارشی از رفتار یکی از روزنامه نگاران در آن ماجرا تهیه شده و سپس دراختیار حراست نهاده شود .این روزنامه نگار کسی نیست جز صادق خاموشی که از قرار در آن جمع سر و زبان دارتر از سایرین بوده و توجه جناب مدیر را جلب کرده است . البته این رفتار جناب مدیر می تواند نوعی فرار به جلو باشد که خود نمایانگر عدم پشیمانی وی از برخورد ناپسند با روزنامه نگاران است .

به نظر می رسد با توجه به توفیقی که روزنامه نگاران حوزه موسیقی به دست آورده اند گام بعدی آنها دفاع یک پارچه از این خبرنگار همکار باشد .

+ نوشته شده در سه شنبه 27 دی1384ساعت 1:18 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

درباره برخورد با روزنامه نگاران موسیقی

پس از چند روز معطلی و البته رها کردن این وبلاگ تصمیم گرفتم که برخی از نوشته هایم را در زمینه تحولات موسیقی ایران در اینجا بیاورم . جناب پیمان ناصح پور مشوق من در راه اندازی این وبلاگ بوده اند . قرار است وبلاگ سربانگ من در بلاگ اسپوت ُ به مباحث مرتبط با نشر و روزنامه نگاری حوزه کتاب ونیز مباحث مرتبط با انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران بپردازد و دراین وبلاگ تنها مسائل مبتلابه موسیقی را به بحث و نقد بگذارم .  طلیعه این وبلاگ با حادثه روز جمعه در تالار وحدت و بی اعتنایی و توهین به خبرنگاران موسیقی  همراه شده است . مسبب این ماجرا اول بی برنامه گی مسئولان جشنواره موسیقی فجر ودوم مسئول امور بین الملل این جشنواره اند که در این سالها خود حکومتی در مرکز موسیقی برای خود تشکیل داده است و من معتقدم حتی رئیس مرکز موسیقی هم از وی می ترسد و توان مقابله با کارهای غیر علمی و بازاری این فرد را ندارد . در هر حال آقای همافر از خبرنگاران عذرخواهی کرده است. اما این نافی انجام مسولیتهای دیگری که به تبعات این عذرخواهی بردوش مدیر اصلی جشنواره می افتد نیست . راستی از دبیر جشنواره چه خبر ! ایشان که عضو هیات مدیره خانه موسیقی هم هستند دراین زمینه سکوت اختیار کرده اند . جامعه موسیقی و به خصوص خبرنگاران این حوزه منتظر اظهار نظر ایشان هم هستند . تایادم نرفته این خبر رابدهم که دیروز با آقای عاطفی تماس گرفتم و گفتم که مسئله در هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران طرح شده است . اما برای آنکه کارها روند قانونی خود را طی کند بهتر است که کمیته روزنامه نگاران موسیقی نامه ای رسمی به هیات مدیره نوشته و اعتراض خود را به این برخورد اعلام دارند .

در زیر دونوشته را از روزنامه همشهری بخوانید .

اول نوشته ای که  با عنوان درباره برخورد با خبرنگاران  امروز در صفحه آخر به

 چاپ رسیده است و دوم  مطلبی که هفته گذشته نوشتم . این مطلب هم درباره همین جنابی است که یک هفته بعد از نوشتن آن مطلب با روزنامه نگاران برخورد کرده است و نشان می دهد که میزان پای بندی ایشان به قول و قرارها بیش از آنکه تصادفی باشد ساختاری است .

اصل مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 25 دی1384ساعت 1:58 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |