تبليغاتX
سربانگ

نقد فرج پوری بر لطفی

همچنانکه در نوشته نقد در حوزه عمومی نوشتم بحث و نوشته آقای لطفی درباره کمانچه نوازان با پاسخهای دیگری هم روبرو شد که این هفته پاسخ جناب سعید فرج پوری را د رهمشهری درج کرده ام . برخی از دوستان بر این کارم خرده گرفته اند که شما باعث جنگ نزاع بین هنرمندان شده اید . دراین باره در نوشته ای مستقل خواهم نوشت و دلایل این کار را توضیح خواهم داد . اینک نوشته آقای فرج پوری والبته یادداشت یکی از خوانندگان در پاسخ به کیهان کلهر.

 

نوشته سعید فرج پوری و نیز نوشته یک خواننده به کیهان کلهر

همچنین دراین صفحه دو مطلب دیگر هم امده است که خواندشان خالی از لطف نیست.

 اول نوشته ای درباره استاد جلیل شهناز

نوشته ای درباره سرود تیم ملی

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت1385ساعت 5:46 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

باز هم درباره کمانچه و لطفی

چنانکه در نوشته نقد در حوزه عمومی نوشتم  اظهار نظرات درباره مطلب جناب محمد رضا لطفی و نیز مطلب جناب کلهر واکنشهای متفاوتی داشت . نخستین واکنش را جناب کربلایی که از سازندگان کمانچه ونیز از شاگردان استاد زنده یاد بهاری ُ نشان داد . روح مطلب وی نشان میدهد که وی با دیدگاههای محمد رضا لطفی موافق است . اگر چه انتقادی از دیگر نوازندگان نمی کند . از دیگران هم نوشته هایی به دستم رسیده است که به مرور در روزنامه همشهری درج خواهم کرد .

کمانچه نواز اصیل / پاسخی به نوشته کلهر و لطفی

+ نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1385ساعت 9:4 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

ماه من تا ماه گردون

  اول :چه ساز و كاري براي تهيه سرودي ملي بايد طي شود تا بستر اجتماعي و افكار عمومي را قانع كند كه اين سرود همان است كه آنان مي خواستند . طبيعي است كه در اين سازو كارها عواملي چون شهرت ، سابقه ، اعتبار آهنگساز و خواننده بسيار تعيين كننده است . اما آنچه كه مهم است ، هويتي است كه خواننده  و آهنگساز به آن شهره هستند . همان چيزي كه ما از آن به عنوان هويت ايراني سخن مي گوييم .  چرا كه اين سرود قرار است معرف ايراني و موسيقي ايراني باشد .  حال اگر اين ساز و كار طي نشود   و افكار عمومي ( اعم از نخبگان اين رشته و مردم عادي ) نسبت به نبود برخي از اين شاخص ها د رافرادي كه اين سرود را تهيه كرده اند به نتيجه برسند  ، طبيعي است كه اعتراضاتي صورت بگيرد و در نهايت كار به جايي رسانيده شود كه رئيس فدراسيون فوتبال هم دخالت كرده و بگويد كه سرودي كه عليرضا عصار خوانده است ، مورد تاييد فدراسيون فوتبال است  و نه سرودي كه تاجيك خوانده است و يا كسي ديگر.

 مدد گرفتن از عناصر و افرادي كه ماهيتا به موسيقي هيچ ارتباطي ندارند در واقع نوعي طلب حمايت براي سرودي است كه بسياري مدعي اند مي توانستند سازنده آن باشند .  اما اين نوع حمايتها مي تواند گرهي از كار فرو بسته فدراسيون فوتبال ، سازندگان اين سرود و ديگراني كه پس و پشت اين كار هستند بگشايد. گرهي به نام مقبوليت ملي آهنگساز و خواننده و شهره بودنشان به موزيسيني با ساختار موسيقي سنتي ايران.

 

دوم : بحث ما بحثي مقايسه اي است و طبيعي است كه وقتي  كه نام  كساني چون محمد رضا لطفي ،  حسين عليزاده ، فرهاد فخرالديني ، محمد رضا شجريان ، شهرام ناظري و... به ميان مي آيد آهنگسازان و خوانندگاني كه تاكنون  سرود تيم ملي را ساخته يا خوانده اند ،‌بايد بپذيرند كه در ميان شنوندگان ايراني و حتي خارجي با اين گروه از موزيسين ها و خوانندگان فاصله هاي فراواني دارند . پس تنها يك نكته باقي مي ماند و آن اينكه شركتي كه چنين كاري را تهيه  و نيز فدراسيون فوتبال كه از كار مشترك جناب عصار و آقاي شهرداد روحاني حمايت كرده است ، بودجه اي كه براي اين كار در نظر گرفته را منتشر كند و البته برخي اطلاعات چون چگونگي طي شدن مراحل كار كه به انتخاب اين افراد انجاميده است . اگر اين اطلاعات شفاف باشد و افكار عمومي آگاه شود كه مثلا چنين پيشنهادهايي به استادان درجه اول موسيقي سنتي ايران شده ، اما آنها امتناع كرده  و يا طلب هزينه بيشتري كرده اند ، طبيعي است كه توجيهي قابل قبول است ، اما اگر چيني سازو كاري طي نشده باشد ، چيني سخنان و شايعات ونيز اعتراضات ، تازماني كه كار منتشر شود ، ادامه خواهد يافت . در آن هنگام ( زماني كه كار منتشر شد و افكار عمومي آن را شنيدند )‌اگر كار قوي و با صلابت باشد و مشخصه هاي موسيقي ايراني را داشته باشد ، فضا به سمت و سويي ديگر سوق خواهد يافت . يا مورد پسند قرار ميگيرد و يا آنكه اعتراضات ادامه خواهد يافت .

+ نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1385ساعت 4:30 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

نقد در حوزه عمومی / حاشیه ای بر نوشته لطفی و پاسخ کلهر

  چند روز قبل بود که جناب کلهرتماس گرفتند و گفتند که می خواهند پاسخی به نوشته جناب لطفی بدهند . البته پیش از وی جناب سعید فرج پوری هم در گفت وگویی تلفنی به گفته های جناب لطفی ایراد گرفته بودند . در هر حال امروز پاسخ اقای کلهر را به همراه مطلب جناب لطفی در همشهری آوردم . مطلبی کوتاه هم بر این ماجرا نوشته ام که آن را در زیر می اورم و سپس لینک کل مطلب را هم می توانید بخوانید

 اول: هنگامي كه گفتارها در حيطه اي شفاهي و در جمعي محدود بيان شود و به قول نظريه پردازان رسانه، رسانه اي نشود، واكنش ها به آن نيز محدود، كوتاه مدت و غيررسانه اي خواهد بود. موسيقي سنتي و فعالان آن از يك ويژگي(بخوانيد عيب) بزرگ برخوردارند كه توان گفتن و نقد ديگران در حوزه هاي عمومي را ندارند و اين البته سبب مي شود كه درك عمومي از يك پديده- چه در ميان خواص و چه عامه مردم- ابتدايي بماند و جامعه مورد نظر به بلوغ مورد انتظارش دست پيدا نكند.
دوم: حوزه عمومي به اعتقاد يورگن هابرماس- كه وي را واضع اين نظريه مي دانند- حوزه اي است كه سخنان و اظهار نظرات در آن ايراد و مورد انتقاد قرار مي گيرد و از دل اين انتقادات، چيزي متولد مي شود كه مهمترين ويژگي آن ارتقاء فهم عمومي جامعه از آن موضوع است. به تعبير دقيق تر، در حوزه عمومي بحث بر سر درستي يا نادرستي يك سخن نيست، بلكه بحث اصلي درباره طرح شدن آن موضوع در فضايي عمومي است كه به دليل كنش و واكنش هاي منتج از آن، فهم عمومي از آن موضوع را برمي كشاند و در نهايت، باورداشت جامعه را به سمتي هدايت مي كند كه خود دريابد چه سخني درست و صواب و چه سخني نادرست و ناصواب است و كدام پاره از سخنان و گفته ها صحيح و كدام يك ناصحيح اند.
سوم: نگارنده به درستي و نادرستي نوشته جناب لطفي كاري ندارد، بلكه به شجاعتي كه وي صرف كرده و ديدگاه هاي خود درباره برخي افراد و موضوعات را بر كاغذ نشانده و انتشار داده است تأكيد مي كند. اكنون سخنان محمدرضا لطفي درباره شيوه كمانچه نوازي،  اعتقادات و يافته هايش در اين باره و نيز ديدگاه هايش درباره چند نوازنده نامي اين ساز انتشار عمومي يافته و فضايي را به وجود آورده است كه در صورت به ميدان آمدن ديگران، مي تواند بحثي را در فضاي يخ زده موسيقي ايران سبب شود. خوشبختانه نخستين پاسخ را جناب كلهر داده اند كه در همين پاسخ ضمن نقد سخنان جناب لطفي، برخي دانسته هاي جناب لطفي در اين باره به چالش كشيده شده است. اميد كه اين فضاي بركت خيز در سايه ادب و تواضع و البته صراحت گفتار و بدون تعارفات معمول تداوم يابد.

نوشته محمد رضا لطفی و پاسخ کیهان کلهر

+ نوشته شده در سه شنبه 5 اردیبهشت1385ساعت 8:7 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |