انتخابات خانه موسیقی و تغییراتی اندک در ترکیب هیات مدیره
مجمع عمومی چهارم خانه موسیقی یکشنبه گذشته در خانه موسیقی برگزار شد و افراد زیر به عنوان اعضای اصلی و علی البدل هیات مدیره وبازرسان برای دو سال انتخاب شدند.
گزارش انتخابات خانه موسیقی
شاید مهمترین ویژگی این ا نتخابات و وجه افتراق آن با دوره های گذشته به جبهه بندی نسبتا کمرنگی باز گردد که در میان دو طیف از نیروها ایجاد شد . در یک سو فاضل جمشیدی و دردیگر سو داریوش پیرنیاکان وحمید رضا نوربخش . در نهایت هم این جبهه آقای پیر نیاکان و نوربخش بودند که پیروز میدان شدند. شنیده ها هم حکایت می کند که قرار است آقای نوربخش به عنوان مدیرعامل معرفی شوند. به گمان نگارنده رایها بیش از آنکه بر پایه مصالح عمومی خانه موسیقی استوار باشد بر بیناد شناختی فردی استوار بود ونشان می دهد که هنوز خانه موسیقی و اعضای آن شناختی از کار جمعی و صنفی ندارند . من بیش از همه از انتخاب نشدن ساسان فاطمی برای هیات مدیره اصلی غمگین شدم . چرا که دیدگاههایی که وی در معرفی خود بیان کرده بود کارشناسانه ودر جهت ارتقای موقعیت خانه موسیقی استوار بود . حتی اعتراض وی به نهادی چون شورای عالی اینکه بیان کرد که خانه موسیقی قیم نمی خواهد هم از منظری دموکراتیک منشاء می گرفت. این که این دیدگاهها شینده نشد و یا به قول یکی از اعضا ء که رای سرنوشت سازی داشت ( چون علاوه بر رای خود رای یک نفر دیگر را هم نمایندگی می کرد) و می گفت به فلانی رای نداده است چون فلانی زیاد حرف می زند و ما آدم کم حرفی لازم داریم و خودمان می توانیم حرف بزنیم نشان می دهد که برخی کار صنفی را با دیدگاههای شخصی اشتباه گرفته اند و تاب یک اعتراض خرد دریک نشست خصوصی را ندارند . با چنین نگاهی به ماجرا اگر چه ترکیب کنونی را نسبت به دوره گذشته جلوتر می بینم اما تحولی ساختاری دراین ترکیب رخ نداده است وانتظاری شگفت ازا ین هیات مدیره نباید داشت . به نظر می رسد که در یان دوره نقش مطبوعات به خصوص خبرنگاران حوزه موسیقی بیش از گذشته جلوه کند . خبرنگارانی که هرکدامشان رسانه ای دراختیار دارند و می توانند برخی از این رفتارهای غیر مدنی را بر روزن افکنند و داوری عمومی در باره گفتار ها و رفتارها را دامن زنند.ین توضیح را هم اضافه کنم که من دراین انتخابات به عنوان بازرس علی البدل انتخاب شدم . از میان ۲۴ رای آقای بکان ۱۳ رای آوردند و بازرس اصلی شدند که امیدوارم درکارشان موفق باشند و من هم ۱۱ رای آوردم.درباره این انتخابات و حواشی ومتن آن اگر فرصت کنم باز هم خواهم نوشت
+ نوشته شده در چهارشنبه 31 خرداد1385ساعت
1:57 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |
دعا برای آزادی یک زوج و دیگر روزنامه نگاران دستگیر شده
چند روزی در سفر بودم و از اخبار واطلاعات به دور .روز گذشته سرکار رفتم و میلی برایم رسید که از دستگیری خبرنگاران و روزنامه نگاران در تجمع زنان روزنامه نگار حکایت می کرد. در میان این خبرنگاران خانم ژیلا بنی یعقوب و بهمن احمدی هم بودند . دوستانی که سالهای سال است از نوشته ها و مطالبشان بهره می برم . به خصوص که سالهایی دراز با خانم بنی یعقوب در روزنامه همشهری ونیز آفتاب امروز همکار بوده ام واز گزارشها گفت وگوها ونیز مطالب خواندنی اش لذت برده ام . سفرنامه هایی که این سالها از این کشور أن کشور نوشته اند نیز جذاب خواندنی و از نگاه ویژه و تیز وی به موضوعات حکایت می کند. امید وارم که زمان زندانی شدن این زوج چندان به درازا نکشد و آنان و بقیه روزنامه نگاران زندانی آزاد شوند. برخی از بچه ها نامه ای نوشته اند در محکومیت این اقدام که من هم این گونه برخورد چکشی با روزنامه نگاران واهل فرهنگ را محکوم میکنم . در هر حال ما جز دعا کردن و امضا کردن این گونه نامه ها کار دیگری از دستمان بر نمی آید . اگر دوستان پیشنهاد دیگری دارند اعلام کنند تا تلاش برای ازادی این گروه از روزنامه نگاران هدف دار تر شود
+ نوشته شده در یکشنبه 28 خرداد1385ساعت
6:2 AM توسط سید ابوالحسن مختاباد |
کو نوازندگان ما / نقدی بر اجرای ارکستر بزرگ به رهبری چکناوریان
خانم هما ناصری که به شیوه ای غیر قانونی از کانون خوانندگان آواز ایرانی کنار گذاشته شد( ایشان بازرس این کانون بودند) در نوشته ای به نقد محتوایی و مضمونی اجرای ارکستر بزرگ در تالار وزارت کشور پرداختند . این ارکستر سرو صدای زیادی به پا کرد و بلیت ۳۵ هزار تومانی آن و یک صفحه آگهی د رهمشهری ( حداقل بین ۶ ت ۸ میلیون هزینه آگهی یک صفحه می شود) از جمله کارهای دست اندرکاران این ارکستر بود . این گزارش - نقد را بخوانید و خود قضاوت کنید.
نقدی بر اجرای ارکستر بزرگ در تالار کشور
+ نوشته شده در سه شنبه 16 خرداد1385ساعت
9:6 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |
همایشها /رسیدن به نان و نوا یا افزودن آگاهیها
دوستی می گفت همایش های درایران کارکرد چندانی ندارندو مهمترین کارکرد آنها همانا رساندن عده ای به نان ونوایی است . این حکم البته کلی است و می توان در میان همه این همایشها کارهای خوبی را هم دید که البته بسیار نادر است . درهر حال دو گزارش زیر گزارشی است از دو همایش درباره موسیقی که اولی از سوی سازمان میراث فرهنگی برگزار شده است و دومی از سوی فرهنگستان هنر . از قرار مسئول برگزاری سمینار میراث فرهنگی همانی است که پیش از این درسازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران فعالیت می کرد که البته بسیاری از فعالیتها ( از جمله انتشار یک سفونی به نام خود) با رضایت اهل موسیقی روبرو نبود . امید که این مسئول محترم در این مکان همان نگاه شخصی را تعقیب نکند و اندکی هم به فکر خود موسیقی باشد.
یک نکته را هم اضافه کنم که ای کاش فضایی فراهم می شدکه میزان هزینه های صرف شده در این سمینار به تفکیک اعلام می شد.
گزارش ونقد همایش میراث فرهنگی و موسیقی
نقد و برنقدو بررسی همایش قطب الدین شیرازی
+ نوشته شده در یکشنبه 14 خرداد1385ساعت
11:59 AM توسط سید ابوالحسن مختاباد |