موسیقی ایران در جهان در ماهی که گذشت
با اجراي شب گذشته محمد رضا شجريان و گروه تازه نفسي كه وي اين بار با خود به فرانسه و مقر يونسكو برد ، ماهي پررونق براي موسيقي سنتي و ايراني در دنيا رقم خورد. شجريان كه براي اجرايي افتخاري به فرانسه سفر كرده بود ، شب گذشته در مقر اين سازمان براي پايان دوره كاري دكتر احمد جلالي سفير ايران در يونسكو ، به اجراي قطعاتي در دستگاه سه گاه و ماهور پرداخت . جلالي در 10 سالي كه در سفارت ايران در يونسكو فعال بود توانست به مدارجي دست يابد كه كمتر ايراني در 60 سال حيات سازمان ملل به آن دست يافته بود.

شجريان را در اين سفرمجيد درخشاني ( آهنگساز و نوازنده تار)، سعيد فرج پوري( آهنگساز و نوازنده كمانچه)، محمد فيروزي( نوازنده عود) و همايون شجريان( نوازنده تمبك و خواننده) همراهي مي كردند. اين گروه پيش از اجراي افتخاري شب گذشته، شنبه شب نيز كنسرتي در تالار شماره آ يونسكو داشتند كه با استقبال گسترده علاقه مندان روبرو شد ،استقبال از اين برنامه به حدي بود كه برخي از تماشاگران فرصت حضور د ربرنامه را نيافتند و پشت دركنسرت باقي ماندند.
پيش از شجريان در اوايل اين ماه حسين عليزاده و آلبوم مشتركش با يوان گاسپاريان «به تماشاي آبهاي سپيد» به مرحله نهايي جايزه گرمي راه يافتند.
عليزاده و كيهان كلهر هم اينك در شهرهاي آمريكا به اجراي موسيقي مي پردازند
پس از آن شهرام ناظري با گروهش در قونيه به اجراي برنامه پرداخت و به عنوان بهترين گروه موسيقي درهشتصدمين سال تولد مولانا شناخته شد . ناظري دو شب قبل نيز بالاترين نشان هنري فرانسه را از آن خود كرد تا ككلسيون افتخارات خود و موسيقي ايران را بيش از پيش پربار كند.
تمامي اين خبر ها نشان مي دهد كه موسيقي ايراني مورد اقبال قاطبه مردم جهان قرار گرفته است و مي رود تا به عنوان هنري نامشكوف ، فضاهاي تازه اي را به روي موسيقي جهان بگشايد.
نكته جالب توجه در اين اقبال همانا غير دولتي بودن اين حركتها است . تقريبا تمامي اين توفيقات خارج از دايره حركتهاي دولتي صورت گرفته است و حضور دولت در تدارك و تمهيد اين برنامه ها درحد ويزا دادن براي خروج اين هنرمندان از كشور است و بس .
اگر بخواهيم تقسيم بندي كيفي اي از موسيقي ايران داشته باشيم ، گروههاي ممتاز و درجه اول آن خارج از مرزها و حمايتهاي دولتي به كار خود ادامه مي دهند و در اين مسير دخل و خرج هم ميكنند و توانستند زيست بومي فرهنگي و موسيقايي را به وجود آورند كه د ركمتر هنر ديگري قابل مشاهده است .
در مقابل گروههای درجه دوم به کنسرت دادن در داخل کشور و البته حضور در جشنواره هایی چون موسیقی فجر می پردازند. این نکته البته به معنای کم انگاشت تلاش گروههای یاد شده نیست بللکه نشاندهنده میزان و نوع تقاضای موسیقی ایرانی در داخل و خارج از کشور است و نشان می دهد که گروهها و افرادی که در خارج از کشور و البته بدون حمایتهای دولتی حضور می یابند متکی به خود هستند و گروههای پایینتر برای حضور در کشورهای خارجی ودادن کنسرت باید از حمایتهای دولتی و رایزنی های فرهنگی ایران و نیز سفارتها و ... استقاده کنند و گرنه برایشان صرفه اقتصادی ندارد که کنسرت دهند. کنسرتهای این گروهها هم عمدتا مجانی است . به این معنا که هفته فرهنگی ایران د رکشوری خارجی برگزار می شود و این گروهها د رآنجا به اجرای موسیقی می پردازند و البته استقبال هم خوب است . درحالیکه هزینه گروههای ممتاز ایرانی را نه ایران که دیگر کشور ها یا از طریق فروش بلیت به صورت عمومی تقبل می کنند.
موسيقي ايران و ظرفيتهاي آن اينك براي جهانيان روشن شده است . اين موسيقي همان مسيري را طي مي كند كه در دهه هاي 60 و 70 موسيقي هند طي كرده بود . مسيري كه در درازمدت مي تواند بازاري اقتصادي را نيز براي اين موسيقي ونيز دست اندركاران آن فراهم كند.
کوتاه درباره مشکاتیان
این اشاره کوتاه را گفتم تا برنامه ای که برای استاد پرویز مشکاتیان تدارک دیده شد ه بود را بهانه ای کنم و بگویم که من از کارهای مشکاتیان ( به خصوص کارهای بی کلامش ) بیشترین لذت را می برم. بنا براین وقتی شب چهارشنبه برای نشستی به روزنامه کارگزاران رفتم سردبیر گفت که خبر مشکاتیان و عکسش را می خواهیم درصفحه اول کار کنیم . فرصتی هم نبود و دو صفحه خبر بود در اندازه ۱۵۰ کلمه و کلی صفحه خالی . پس پشت کامپیوتر نشستم و به مطلب خبری تحلیلی کوتاه اضافه کردم. می دانم مشکاتیان بیش از این به گردن ما موسیقی و شعر و حتی سیاست حق دارد. این اندک هدیه ای است تحفه درویش برای تاثیر گذار ترین موزیسین تاریخ موسیقی ایران. در باره این تاثیر بعدها دلایلم را ارائه خواهم کرد.
مطلب خبری و در ادامه نوشته کوتاهم را اینجا بخوانید
نگاهی گزارش گونه به جشنواره موسیقی فجر
گزارشی تحلیلی والبته مختصر درباره جشنواره موسیقی فجر نوشته ام که در زیر می خوانید. گزارش مراسم اختتامیه راهم می توانید دراینجابخوانید.درباره جشنواره موسیقی فجر تحلیلی جداگانه و مبسوط هم خواهم نوشت.

بيست و دومين جشنواره موسيقی فجر دوشنبه شب (۱۸ دی - ۹ ژانويه) با معرفی چهار فعال شناخته شده عرصه های مختلف موسيقی ايران و اجرای گروه های مختلف و گزارش دبير اين جشنواره در تالار وحدت تهران به کار خود پاپان داد.
مصطفی کمال پورتراب (مولف، موسيقی شناس و مدرس)، محمد دولو(عکاس موسيقی)، محمدرضا جعفری (صدا بردار موسيقی) و رامين صديقی (مدير نشر موسيقی هرمس) چهار چهره فعال موسيقی ايران بودند که مورد تقدير دست اندرکاران جشنواره امسال قرار گرفتند.
قرار بود از سيد حسن کسايی ، نوازنده و رديف دان موسيقی ايران، نيز تقدير به عمل آيد که وی به دليل کسالت از حضور در اين مراسم پوزش خواست.
تفاوت اجرايی
جشنواره موسيقی فجر امسال با تغييرات در ساختار اداری موسيقی ايران همزمان شد.
ادامه مطلب
گزارش هفتمین روز جشنواره موسیقی فجر
گزارش چهارمین روز جشنواره موسیقی فجر/ چالش تئاتر و سینما
پس از اجرای برنامه گروه غوغا به سرپرستی محسن نفر به پشت صحنه رفتم تا به وی تبریک بگویم . دیدم که جناب بهزاد فراهانی با آقای نفر در حال جدال لفظی است . از قرار مشکل تاریخی است اهالی تئاتر گمان می کنند که سند شش دانگ تئاتر شهر را به نامشان زده اند . نه برادر این گونه نیست . این مکانی است که همه باید از آن استقاده کنند . چگونه است که شما از تالار وحدت استفاده می کنید . این قدر خود خواه نباشید. این همه نمایشنامه می خوانید و در آن به کاتارسیس و همذات پنداری می رسد و هزار نکته باریک تر از مو اما یک دانه آن را در زندگی خود پیاده نمی کنید.
ادامه مطلب را در ااینجا بخوانید
ادامه مطلب
گزارش سومین روز جشنواره موسیقی فجر
گزارش روز سوم را در اینجا بخوانید
ادامه مطلب
دومین روز جشنواره موسیقی فجر

برنامه ها از ساعت 19 و با اندكي تاخير آغاز شد. در تركيب درنظر گرفته شده براي برنامههاي دو گروه معروف و يك استاد و محقق موسيقي نواحي و يكي ، دو گروه كمتر شناخته شده به اجراي موسيقي پرداختند.
شايد مهمترين حسن اين اجراها همانا تاثير گذاري بر نمايندگان و دست اندركاران دولتي براي افزايش بودجه فعاليتهاي موسيقايي باشد . امري كه به رغم تكرار آن در اكثر دوره هاي جشنواره تاثير چنداني ندارد و هنگام بحث درباره بودجه بخش فرهنگ و به خصوص موسيقي حمايت آنچناني از آن صورت نمي گيرد.
بودجه موسيقي تا دو سال قبل 3و نيم ميليارد تومان بود و پس از آن اطلاع رساني درباره اين بودجه كمتر صورت گرفت و هم اينك كسي نمي داند كه بودجه سال 86 موسيقي به چه ميزان است.
اركستر ملي و اجراي رنگ ماندگاري در چهار گاه
ساعت 21 امشب و فرداشب (12 دي) اركستر ملي به رهبري فرهاد فخرالديني در تالار وحدت به اجرا برنامه مي پردازد . اين اركستر قرار است قطعات زير را در دوبخش اجرا كند.
فريدون حافظي ، فرهاد فخرالديني، زنده ياد تجويدي ، ميلاد عمرانلو ، بهرنگ آزاده و مرتضي محجوبي و شهرام توكلي را اجرا كند.
نگاهي به آهنگها نشان مي دهد كه سليقه اركستر ملي بيش از همه به موسيقي هاي دهه چهل و پنجاه نزديك است . موسيقي اي كه بايد از آن به عنوان موسيقي گلها ياد كرد و در رپرتوار اركستر ملي همچنان قطعاتي از موسيقيدانهاي امروزيني چون مشكاتيان، عليزاده، لطفي و ... كمتر اثر تنظيم و يا بازنوازي مي شود.
اگرچه دست اندركاران اركستر ملي گفته اند كه اين افراد كاري را به اركستر ملي نداده اند، اما در مقابل اين گروه از موسيقيدانها هم (از جمله محمد رضا لطفي ) گفته اند كه تاكنون كسي به آنها پيشنهاد همكاري نداده است.
با اين همه قطعات اركستر ملي شنيدني است و يكي از دلايل فروش سريع و ناياب شدن بليتهاي اين اركستر را بايد در همين علاقه مندي مردم به برنامه هاي اين اركستر جست و جو كرد ، به خصوص كه پس از يكي، دو سال دوري اين اركستر مجددا خواننده اول خود( عليرضا قرباني) را به خدمت گرفته است و البته يكي از درخشانترين كارهاي فخرالديني ( رنگ چهار گاه) را هم اجرا خواهد كرد.
اين رنگ پيش از اين دركار مشترك جناب فخر الديني با استاد شجريان نواخته شده بود از قطعات به ياد ماندني در موسيقي ايراني است كه به رغم گذشت بيش از سه و نيم دهه از آن قوت و قدرت و تاثير گذاري اش را حفظ كرده است. رنگي كه بسياري از ما آن را به عنوان موسيقي همراهي كننده قصه گوي ظهر جمعه راديو شنيده ايم.
حضور لعل بخش پيك در جشنواره
موسيقي بلوچستان را بايد غني ترين موسيقي نواحي ايران نام نهاد. گونه اي از موسيقي كه نواي آن آدمي را به ياد بهشت مي اندازد . امسال البته از نواي بهشتي شير محمد اسپندار ، دوني نواز نامي موسيقي نواحي ايران خبري نيست اما در عوض به مدد مشورتي كه محمد رضا درويشي به دست اندركاران جشنواره موسيقي داده است، لعل بخش پيك ، خنياگر نامي موسيقي بلوچ اجراي برنامه خواهد داشت .
اين استاد نامي كه تنها يكبار ، و آن هم در سال 73 درجشنواره آيينه و آواز به صحنه آمد ، از شاخص ترين راويان منظومه هاي بلوچي به شمار مي رود . وي قرار است در كنار ماشاءالله بامري و علي محمد بلوچ ، كه اين يكي هم از جمله نوازندگان صاحب نام و سبك قيچك به شمار مي رود ، اجراي برنامه داشته باشد.
بخش پژوهش ؛ در چنبره تكرار
هرساله دركنار برنامه هاي جشنواره مجموعه اي از چهره هاي موسيقي به سخنراني درباره موضوعي از موسيقي مي پردازند. هنوز مسئولي پاسخ نداده است كه چرا بايد اين سخنرانيها در جشنواره انجام شود و اين سخنرانيها چه ارتباطي با جشنواره موسيقي فجر دارند .
جالب اينكه هرساله تغييرات اندكي درافرادي سخنران داده مي شود و موضوعات هم به عهده افراد سخنران نهاده مي شود. از قرار امسال هم سنت سالهاي گذشته ادامه داردو برخلاف سخن ديبر جشنواره درباره كيفي بودن كارها ، اين بخش به زعم بودن چهره اي پژوهشي در راس آن ( آقاي آزاده فر) همچنان از مشكل بي ارتباطي آن با برنامه هاي جشنواره رنج ميبرد.
بخشي از نوشته شماره يك بولتن جشنواره كه به نوعي تريبون و ارگان رسمي جشنواره هم به شمار مي رود و جالب توجه اينكه مطلب بدون امضايي هم هست ( مطالب بدون امضاء درعرف روزنامه نگاري يعني نزديك به ديدگاههاي دست اندركاران جشنواره ) را نقل مي كنيم . در اين مطلب دست اندركاران جشنواره خوداذعان كرده اند كه بخش پژوهشي جشنواره امسال نيز مانند ساليان گذشته است :
« به نظر مي رسد كه تاكنون ، اين مراسم – يعني سخنراني ها- از طرح و برنامه ونظام معيني برخوردار نبوده است و اوقاتي معين در دست بوده واز اساتيد وهنرمندان تقاضا مي شده كه به خواست خود موضوعي را انتخاب كنند ودرباره آن حرف بزنند.
مي توان در سالهاي بعد اين كار را نظام مند تر ساخت. موضوعات متنوع و البته فاخر و داراي شان ومنزلت كافي براي آنها درنظرگفت ، به سخرناني هاي برجسته وممتاز ، جايزه شايسته دادوبه ايجاد بخش مخصوص پژوهشگران جوانتر نيز انديشيد»
خبري هم در حاشيه بخوانيد.
امسال بخش انتشارات جشنواره ، هم به مانند سالهاي گذشته فعال است . انتشار بولتن و نيز كتابي كه حاوي اطلاعات اوليه و آماري از 21 جشنواره گذشته است ، از جمله اقدامات اين بخش است كه از قرار زحمت آن به دوش محسن شهرنازدار و سيد عليرضا ميرعلينقي و برخي از برو بچه هاي روزنامه نگار حوزه موسيقي است .
چهار بروشور هم براي انواع مختلف برنامه ها از از سوي اين گروه تهيه و تنظيم شده است كه اطلاعات مفيد و مختصري هم در اختيار خواننده قرار مي دهد . اگرچه اغلاط املايي وانشايي اين بروشور ها هم فراوان است( در يكي از بروشورها 14 غلط املايي ). اين اغلاط شايد براي بولتن كه با تعجيل و به صورت روزانه انتشار مي يابد ، امر طبيعي و پذيرفتني باشد ، اما براي بروشورها كه با توجه به سخنان دبير جشنواره بايد كيفيت كارها در آن لحاظ شود ، پذيرفتني نيست .
برنامه هاي سهشنبه( 12 آذر)
تالار فرهنگ: ياوران به سرپرستي نوشين عقيقي( ساعت 19)
تئاتر شهر: گروه غوغا به سرپرستي محسن نفر(ساعت 18)
تالار وحدت: گروه آذربايجان با حضور عاليم قاسم اف و راميز قلي اف(ساعت 18 و 30)اركستر ملي به رهبري فرهاد فخرالديني(ساعت 21)
تالار رودكي: رسيتال پيانو و ويلن با حضور خاچيك باباييان( ساعت 18) و بخش نواحي با حضور نوازندگاني از تبريز و سيستان و بلوچستان( ساعت 20 و 30 )
تالار فارابي: بخش جوان با حضور نوازندگاني از تبريز، تركمن صحرا، و..(ساعت 19)
تالار بتهوون: ويژگي تحريردر ساختار ريتميك موسيقي ايراني( دكتر محمد رضا آزاده فر) و نقش گمشده موسيقي درزندگي كودك( سودابه سالم) – ساعت 17 و 30 و اجرا ي آواز توسط استاد كريم صالح عظيمي ( ساعت 19 و 30 )
سالن خليج فارس فرهنگسراي نياوران: گروه لبنان به سرپرستي ابومراد(ساعت 19)
تالار شهيد آويني فرهنگسراي بهمن: گروه صبا به سرپرستي فاضل جمشيدي( ساعت 19)
در شهر چابهار نيز گروه آبيدر به سرپرستي بهرام ساعد اجراي برنامه دارد.
سالار عقيلي و گروه ارمنستان به جاي گروه تركيه
گروه تركيه كه بروشور آنها هم چاپ و در بخش بين الملل گنجانده شده بود، در نهايت به اجراي جشنواره نرسيد و البته توضيح قانع كنندهاي هم براي اين عدم حضور ارائه نشد. اما از قرار به جاي اين گروه گروه راز و نياز با آواز سالار عقيلي و گروه ارمنستان به رهبري چكناوريان جور اين گروه را خواهند كشيد و به جاي آنها برنامه اجرا خواهند كرد.
همراه با جشنواره موسیقی فجر
جشنواره موسيقي فجر هرساله با حوادث ريز و درشتي روبرو است. "همراه با جشنواره بيست و دوم موسيقي فجر" قرار است روايتي باشد از اين ريز و درشتها و حواشي و متن:

مصادره به مطلوب
از شب قبل از برگزاري برنامه ها خبري در رسانه ها انعكاس يافت كه از افتتاحيه جشنواره موسيقي فجر خبر مي داد. در اين خبر دو كنسرتي كه در تالار بزرگ كشور و نيز تئاتر شهر برگزار مي شدند را به نوعي به برنامههاي جشنواره چسبانده بودند تا اعلام كنند كه جشنواره يك روز زودتر شروع شده است. با دفتر دبير و مدير جشنواره تماس گرفتيم و ماجرا را جويا شديم كه آنها چنين چيزي را تكذيب كردند تا اين جشنواره هم به مانند 22 جشنواره پيشين بدون افتتاحيه برگزار شود.
غايب نخست
تركيه نخستين كشوري بود كه به وعده اش وفا نكرد و براي بخش خارجي جشنواره حضور نيافت. هنوز از دلايل انصراف اين گروه خبري رسمي انعكاس پيدا نكرده است. اين اتفاقات در جشنواره ها طبيعي است و البته بخشي هم از برنامه ريزي هاي د ردقايق نود خبر ميدهد، امري كه براي جشنواره موسيقي به سنتي تبديل شده است و حضور دبيري همانند روشن روان هم نتوانسته در اين سنت نه چندان پسنديده خللي وارد كند.
برابر اعلام دبير خانه جشنواره به جاي گروه موسيقي سنتي بزم آرا ازتركيه( به سرپرستي فكرت كارا كايا) قرار است يك گروه موسيقي سنتي ونيز گروه موسيقي از ارمنستان در تالار وحدت و فرهنگسراي نياوران اجراي برنامه داشته باشند
یادی از نصرت فاتح علی خان
پاكستاني ها آدمي را به ياد نصرت فاتح علی خان مي اندازند، قوالي كه صدايي وحشي و حيرت انگيزداشت وچند سال قبل در همين جشنواره موسيقي فجر در تالار وحدت حاضر شد و به اجراي برنامه پرداخت. فاتح علی خان نيست چرا که در همین تهران خودمان چند سال قبل به دیار باقی شتافت. در عوض به جاي وي فريد الدين اياز و گروه ده نفره همراهش در تالار وحدت به اجراي برنامه پرداختند، برنامه اي كه چندان استقبالي از آن نشد. البته يكي از دلايل وجود صندلي هاي خالي را بايد در برگزاري نخستين روز اين جشنواره جست و جو كرد كه در جشنواره هاي گذشته هم اين بي رغبتي طبيعي بود.
ایاز آنچنانکه می گویند از جمله قوالان نامی پاکستان است و البته پیشتر ها هم در همین جشنواره برنامه اجرا کرده بود.
گروه زهی پارسیان و ظرفیتهای تازه
گروه زهي پارسيان كه در يكي دو سال گذشته به مدد كوشش و جدو جهد گروهي از بر و بچه هاي خوش فكر و بااستعداد موسيقي ، شكل گرفته بود و در سال جاري هم با اجراي كنسرتو ني « ني نوا» اثر شناخته شده حسين عليزاده ، مهر خود را به عنوان گروهي جدي نمايان ساخت ، اين بار هم درنخستين شب جشنواره به اجراي قطعاتي از موزيسين هاي خارجي پرداختند. اين گروه را مازيار ظهيرالديني سرپرستي مي كند . در شب نخست این گروه با خاچیک باباییان به اجرای برنامه پرداخت چهره ای که بسیاری حضور وی در این جشنواره را از جمله مهمترین اتقاقات جشنواره بیست و دوم به شمار می آورند. باباییان شبهای بعد هم برنامه دارد و نگاهی به جدول برنامه ها نشان می دهد که دراین جشنواره حسابی ازاین نوازنده چیره دست ویلن کار خواهند کشید.
محسن نفر؛ اتفاقي درجشنواره
اگرچه گروههاي مختلفي در جشنواره امسال به اجراي برنامه مي پردازند ، اما حضورمحسن نفر ، نوازنده صاحب سبك تار و سه تار و آهنگساز ، را بايد به فال نيك گرفت و آن را اتفاقي در جشنواره موسيقي امسال به شمار آورد . نفر به رغم تمامي حرف و حديثهايي كه پيرامون وي بر سر زبانها است ،كمتر اجراي صحنه اي داشته است و جز چند آلبوم و نيز برخي كارهاي گروهي و حضور و اجرا در برخي از دانشگاهها در كمتر كنسرت رسمي حاضر شده است.
نفر دانش آموخته فلسفه است و به موسيقي نگاهي جدي تر دارد و اين رامي توان از سخنراني هاي وي دريافت. سخنراني والبته اجراي كوتاه وي با تار در جشنواره سال گذشته فضايي را فراهم آورد تا بيشتر درمعرض قرار گيرد ، سخنراني اي كه بسياري از چهره هاي شناخته شده موسيقي هم براي شنيدن آن آمده بودند و فضايي خاص را فراهم آورد. نفر امسال با گروه غوغا به جشنواره آمده است و البته خود وي نيز قرار است در جشنواره به تكنوازي تار بپردازدو سخنراني هم داشته باشد.
در هر حال بايد منتظر ماند وديد كه سخنان و گفته ها پيرامون نفر به همان ميزان است كه ساليان قبل درباره صديف (چهره نامي آواز)مي گفتند وي وي مي تواند بسياري از توقعات متراكم شده اين سالهاي را بر آورده سازد . البته نفر با صديف اين تفاوت را دارد كه كارهايي چون وصل مستان، و كاري درخشان در سوگ امام خميني(ره)(ياد يار) را انتشار عمومي داده است و به تازگي نيز از سوي انتشارات سروش يك تكنوازي(فكر نو) از وي عرضه عمومي شده است .بايد منتظر ماند و ديد.
برنامه هاي روز سوم (11 دي)
در روز سوم بيش از 20 گروه در بخشهاي مختلف سنتي ، اركسترال ، نواحي و جوان به اجراي برنامه مي پردازند. برنامه و ساعت اجرا به شرح زير است.
پري رخ، با آواز پري زنگنه (ساعت 19 تالار فرهنگ ، ويژه بانوان)، گروه ذوالفنون به سرپرستي جلال ذوالفنون (ساعت 18 تالارتاتر شهر)، اركستر مجلسي اوكراين(تالار وحدت ساعت 18 و 30) اركستر ملي ايران به رهبري فرهاد فخرالديني(ساعت 20 و 30 تالار وحدت)، گروه كر فرهنگسراي بهمن و اركستر زهي فرهنگسراي بهمن(ساعت 18 تالار رودكي) موسيقي نواحي ايران (ساعت 20 تالار رودكي)، سخنراني عليرضا مشايخي (تالار خانه هنرمندان، ساعت 17 و 30) تكنوازي تار محسن نفر (ساعت 19 و 30 دقيقه تالار خانه هنرمندان) گروه سپهر (ساعت 19 تالار خليج فارس فرهنگسراي نياوران)، گروه آواي مهرباني به سرپرستي پروانه حاج غلامحسين (ساعت 19 تالار آويني فرهنگسراي بهمن، ويژه بانوان).
همزمان با تهران در شهر چابهار نيز گروههاي جشنواره موسيقي فجربه اجراي برنامه ميپردازند كه درساعت 19 گروه قوالان پاكستان به صحنه رفته و اجراي برنامه
آواز موازی /چالش مجید کیانی با شجریان
درحالي كه روند گزينش و انتخاب كلاس آواز آقاي شجريان همچنان ادامه دارد والبته ازنحوه و چارچوبهاي اين گزينش اطلاعات شفافي تاكنون به بيرون درز نكرده است ، آقاي كياني( مجيد)رديف دان ونوازنده سنتور و مدير گروه موسيقي فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران از برگزاري اين كلاس انتقاد كرده است. آقاي كياني گفته است كه فعاليتهاي موسيقي فرهنگستان هنر بايد درچارچوب گروه موسيقي صورت بگيرد.
اين سخن آقاي كياني از جهتی سخني به صواب است ،چرا كه كلاسي كه آقاي شجريان و شاگردانش دست اندركار برگزاري آن هستند،هم اكنون در ذيل فعاليتهاي معاونت هنری فرهنگستان هنر برگزار مي شود ونه گروه موسيقي و طبيعي است كه نوعي موازي كاري از آن به مشام آيد. حل چنين مسئله اي درحيطه اختيارات رياست فرهنگستان و البته شوراي عالي اين نهاد نظري هنري است . اما آنچه كه به نظر نگارنده مي رسد پرسش درباره چرايي برگزاري چنين كلاسي است . آنهايي كه د ركار فرهنگستان هستند اتقاقات اين گونه نهادها رادنبال مي كنند( همانند فرهنگستان هنر، فرهنگستان علوم و فرهنگستان زبان وادب فارسي و …) مي دانند كه وظيفه اصلي فرهنگستان ارائه تعاريف والبته نظريه پردازي است و نه كار عملي . بر همين بنياد است كه تهيه دانشنامه هاي مهم ، و نيز منابع مرجع ومادر به اين نهاد ها واگذار شده است . مثل تهيه دانشنامه ادب فارسي ويا فرهنگ هاي مرتبط با گويشهاي مناطق مختلف ايران و نقاطي مانند هند وتاجيكستان وافغانستان كه اشتراكات زباني بازبان فارسي دارند. اگر بخواهيم همين نوع وظيفه را به حوزه موسيقي توسع دهيم مي توانيم بگوييم كه دائره المعارفي همانند « دائره المعارف سازهاي ايران» آقاي درويشي كار همين فرهنگستان هنر و بخش موسيقي آن است ونه يك شخص يا نهاد خصوصي و يااگر نهادي خصوصي اين كار راانجام مي دهد ، فرهنگستان بايد برنامه ريز اصلي آن باشد و اجراي آن به نهادي خصوصي واگذار شود. البته فرهنگستان هنر و بخش موسيقي آن يكي دو بار از بزرگان موسيقي دعوت كردند تا به تعاريفي خاص در موسيقي برسند ؛ ازجمله تعريف رديف يا دستگاه و از اين قبيل مسائل كه باز هم طرح مسئله دراين زمينه اشتباه بود ، چرا كه اين كار را بايد به عهده نظريه پردازان اين حوزه و پژوهشگران وانهاد و نه آنهايي كه در زمينه هاي عملي د رموسيقي كار مي كنند ، به تعبير دقيق تر يك پژوهشگر موسيقي و نظريه پرداز اين حوزه است كه مي تواند درباره تعريف درست رديف نظر دهد ونه يك رديف دان يا استاد آواز ونوازنده ،چرا كه اين پژوهشگر است كه با مباني تعريف يك واژه و مفهوم آشنا است ونه رديف دان . رديف دان رديف مي داندو مي نوازدو مي خواند و پژوهشگر از اطلاعات وي استفاده مي كند و با مطالعه اي تطبيقي تاريخي و البته برمبناي علمي ماجرا به يك تعريف مشخص دراين زمينه مي رسد . شايد به همين دليل است كه از اين جلسات نتيجه اي به دست نيامد و كسي درنيافت كه بالاخره جمعي از استادان موسيقي كه در چند جلسه ياد شده حضور يافتند درباره بديهياتي چون رديف وگوشه و … به چه نتيجه اي رسيدند.
همه اين ها معلول همان نگاه بنيادي است كه متاسفانه در فرهنگستان هنر هنوز شكل نگرفته است( به خصوص در حيطه موسيقي ) و البته اين گونه مي شود كه دوستان ما در فرهنگستان به جاي اينكه از استاد شجريان دعوت كنند كه با سرمايه و هزينه اين نهاد ، به خواندن و ضبط يك رديف آوازي جامع بپردازد و يا شيوه تدريسشان را نظام مند كرده و ثبت و ضبط كنند ، به تدريس آواز بپردازند . اگر اين گونه است تا چندي ديگر مي بايست از ديگربزرگان در ديگر حوزه هاي هنري سينما ، تئاتر، هنرهاي تجمسي و ... هم بايد انتظار داشت كه گام در چنين واديهايي نهند و البته مشخص نيست كه باز هم مجموعه معاونت فرهنيگي بايد اين وظيفه خطير را به دوش بكشد و يا مجموعه تخصصي آن موضوع و حوزه .
درا ین باره بیشتر خواهم نوشت و به خصوص این که چرا باید چنین اتفاقی رخ دهد وآیاآقای کیانی دراین میانه خود مقصر نیست؟
اطلاعات بیشتر و نظرات دیگران از جمله نظر آقای کیانی درباره کلاس آواز آقای شجریان را اینجا بخوانید
نظرات
آرش وبلاگ پرویز یاحقی :ممنونم از اطلاعات شما .دارم می خونم و استفاده می کنم 
من قبلا هم برای شما کامنتی کذاشته بودم و پرسیده بودم که خبری از استاد یاحقی دارید یا نه !شما به هیچ کامنتی جواب نمی دین عزیز؟؟
سید ابوالحسن مختاباد:آقای یاحقی در منزلشان تشریف دارند و تا آنجایی که از یکی از شاگردانشان کسب اطلاع کرده ام یکی دو اثرشان قرار بود تا پایان آبان انتشار عمومی پیدا کند . یک بار هم یکی از دوستان تماسی گرفت و گفت استاد تصادف کرده اند که من تماس گرفتم و با خودشا ن صحبت کردم و فهمید م که خوشبختانه خبر دروغ بوده است. به وبلاگ شما دو بار سر زدم و متاسفانه بالا نیامد . بار سوم هم سر می زنم و اگر بالا آمد برایتان پیغام می گذارم.
امیر/ دل آواز:شما مردم واقعا دیوانه می کنید آدم را ... این استاد شجریان چه بکند ؟ کلاس بگذارد او را به شدیدترین نقدها محکوم می کنید ... کلاس نگذارد او را متهم به سکوت و انفعال می کنید ... کنسرت بگذارد از همه ی شرایط کنسرتش انتقاد می کنید ... کنسرت نگذارد او را به بی خیالی و خوش رقصی متهم می کنید ... حرف بزند ... حرف نزند ...
مگر او اصلا مسئولیتی در قبال شما و آواز شما و موسیقی شما دارد ؟ کجای دنیا اینطور است که بدون یک ریال کمک نقدی دولت و بدون یک دقیقه حمایت معنوی حکومت ، یک نفر خودش و خودش برود و از هر آنچه که ارزش می داند دفاع کند ؟
خود شما را مثال بزنم ... خود شما چه کار برای این موسیقی می کنید ؟ شده اید بچه ی نق نقوی این خانه ؟
کل تاریخ ایران مصداق کامل " جامعه شناسی نخبه کشی " است . هر کس کوچکترین توفیقی یافت ، هر حرکتش را اینقدر نقد کردند و کردند تا پوسید و کنج عزلت گزید ... واقعا از هر راهی که انسان برود حضرات منتقد یک جوری سر راهش در می آیند ...
برای شخص شما جناب مختاباد هم بسیار متاسفم ... یک تصنیف شناخته شده بیشتر ندارید : سحرگاهان ... تا حریم فلک ... آیا از ناتوانی نبوده است که از آن حوزه جدا شده و خود را در حوزه ی نقد جا کرده اید ؟
سید ابوالحسن مختاباد:دوست گرامی و محترم. برای اینکه من را با برادرم اشتباه نگیرید ابتدا بیوگرافی کوتاهم رادر سمت چپ وبلاگ بخوانید.
درباره نقد آقای شجریان کسی دراین نوشته ایشان را نقد نکرده است بلکه اگر نوشته را دقیق بخوانید این فرهنگستان هنر است که مورد نقد قرار گرفته است.نوشته من بخش دومی هم دارد که اتقاقا همزمان با همین بخش نوشته شد اما چون ابتدا قرار است در روزنامه همشهری انتشار یابد و سپس در اینجا فعلا آن را انتشار نمی دهم .
دوم من هم زمانی کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته آقای رضا قلی را خوانده ام و البته گفت وگویی مفصل هم با ایشان انجام داده ام که در همان زمان در سه شماره روزنامه همشهری منتشر شد( سال ۷۷) . الان اما به تحلیل ایشان چندان اعتقادی ندارم چون کارشان علمی نیست. ایشان و برخی دیگر از دوستانی که درباره تاریخ ایران کار می کنند به گمان خودشان تحلیل جامعه شناسانه می دهند اما واحد تحلیلشان روانشناسانه است. برای اطلاع شما این نکته را بگویم که واحد تحلیل جامعه شناسانه فرد نیست بلکه جامعه است .اما واحد تحلیل روانشناسانه فرد است چون با خلقیات فردی سرو کار دارد . در هر حال این دست کتابها از خلقیات ما ایرانیان مرحوم جمالزاده شروع شد و به کتاب مورد نظر شما رسید و البته در آن هم متوقف نماند والان آقای قاضی مرادی پرچمدار این گونه نوشته هااست.
درباره باغ هنر بم/ صاحب درد وصد نوحه گر

ظاهري چون گور كافر پر حلل
وز درون قهر خدا عز وجل
نوشته زير را بخوانيد با يادي از ايرج بسطامي كه هنوز آوار وعده هاي برخي را خانواده اش تحمل مي كنند.
اول ؛ ماجرای باغ هنر بم و کمک هنرمندان موسیقی و سایر هنرها می تواند نمونه ای باشد برای بی توجهی ما ایرانیان که زمانی که اوضاع گرم است، هر کسی از گوشه ای شعار حمایتی به هوا پرتاب می کند، اما گاه کار که می رسد و زمان انجام قول و قرارهایی که دادیم، انبوهی از آن جمعیت به قول مولانا جلال الدین به دلیل صاحب درد نبودن کار را رها می کنند و هرکسی از گوشه ای فرا می رود.
گر بود در مجلسی صد نوحه گر
آه صاحب درد را باشد اثر
دوم؛ از سه سال قبل که استاد محمد رضا شجریان در تالار بزرگ کشور کنسرتی در حمایت از مردم بم برگزار کرد، و سپس دی وی دی آن راهم پس از کش و قوس های فراوان با کارگردان اثر یک سال بعد انتشار داد، نزدیک به سه سال می گذرد. در این مدت این چهره نامی آواز و موسیقی به مدد در آمد های حاصله از آن کنسرت چهار نفره (حسین علیزاده، کیهان کلهر، همایون شجریان و خود استاد) و فروش دی وی دی و کمکی که در خانه موسیقی گرد آمده بود، ساخت پروژ ه ای سه میلیارد تومانی را به نام باغ هنر بم آغاز کرد . در ابتدا همه در این امر مشارکت داشتند، چرا که اوضاع می طلبید و فضا هم به سمتی می رفت که هر دستی دراز می شد و کمکی می کرد، اما هنگامی که آن تشنگی و گرمی فروخسبید، دوستان و یاوران هر یک از گوشه ای فرا رفتند.
یک سال بعد استاد برخی از روزنامه نگاران را به دیدن این پروژه برد تا بتواند با ایجاد فضایی خبری بار دیگر حساسیت ها را متوجه این ساختمان نیمه کاره کند. این تدبیر موثر افتاد و جامعه هنری نسبت به این موضوع حساس شد . خانه سینما که استاد در جشن آن حضور یافته بود قول مساعدت داد، یکی از فیلمسازان نامی هم با چند خبرگزاری و مجله و رادیو و روزنامه گفت وگو کرد. کارگردان نامی تئاتر هم از کمک خود به این پروژه سخن گفت، اما آنچه که در عمل اتفاق افتاد دستی بود و کف دستی و مویی که در آن مشاهده نشد. نمی دانم، شاید واقعا کمکی کرده باشند و ما ندانیم اما با توجه به اخباری که از گوشه و کنار شنیدیم چنین امری صورت واقعیت نگرفت و اگر می گرفت، حداقل آقای شجریان، یا برخی از روزنامه نگارانی که به نوعی در ارتباط جدی تری با این پروژه بودند و هستند حداقل در حد شایعه هم خبری می شنیدند که این کمکها به حسابی واریز شده است .
سوم؛ به این هنرمندان بی سبب و عزیزان بی جهت چه باید گفت . داستان این دوستان بی اختیار مرا به یاد داستان دنبلان و چرب کردن سبیل از سوی مردی گرسنه می اندازد که در مثنوی معنوی آمده است. داستان از آنجا آغاز می شود که مردی هر روز سبیلش را با دنبه ای چرب می کرد و نزد دوستانش می آمد و می گفت : جای شما خالی که دیشب لوتی ( غذایی) ناب خورده ام و برای تایید سخنانش دستی بر سبیل پرچربش می کشید و آن را تاب می داد . دوستان وی نیز غبطه اش را می خوردند و آرزو می کردند که ای کاش جای وی بودند . این ماجرا ادامه داشت تا روزی که این مرد داشت از شام شب قبلش تعریف و تمجید های آنچنانی می کرد که فرزندش رسید و گفت که ای پدر چه نشسته ای که گربه همسایه، دنبه ای را که شما هر صبح با آن سبیل خود را چرب می کردی، خورده است.
انجام کار خیر هرگز تابع زمان و شرایط نیست و دلسوزان و نیک اندیشان می توانند و باید این بار را به مقصد برسانند. کار ناتمام استاد را نباید رها کرد و بر زمین گذاشت. باید نشان داد می توان این اقدام خیر را نه برای نام و نان و روزگاری که به کسی وفادار نیست، بلکه برای تاریخ این مرز و بوم ادامه داد. آیندگان نباید روزگاری را به یاد آورند که کاری شروع شد اما به دلایل گوناگون ناتمام ماند و جامعه هنرمند و روشنفکر این سرزمین نتوانست به عهدش وفا کند.
براي اطلاعات بيشتر درباره باغ هنر بم اینجا را کلیک کنید كنيد
مقام نخست برای شهرام ناظری در قونیه/آنچه خود داشت...
محسن عمادی عزیز که از سابقه مراودات من و آقای ناظری خبر داشت گفت که خانم خانس علاقه منداست که آقای ناظری را ملاقات کند. غروبی به دیدن آقای ناظری در منزلش رفتیم و این دو تن کلی باهم سخن گفتند و جالب اینکه خانم خانس که از جمله چهره های نامی شعر در اسپانیا واروپا است و تا نامزدی جایزه نوبل هم پیش رفته است برایم می گفت که نخست بار شمس ومولوی را از طریق یکی از کنسرتهای شهرام ناظری در اسپانیا شناختم و از آن پس هم مجذوب موسیقی ناظری شدم وهم جذب اشعار شمس و درنهایت به سمت ادبیات ایرانی وشعر کشیده شدم.
جشنواره موسيقي فجر ؛كيفيت و كميت
جناب كامبير روشن روان ، دبير جشنواره بست و دوم موسيقي فجر د رنشست مطبوعاتي با روزنامه نگاران گفته اند كه ويژگي مهم جشنواره امسال كيفيت آن است و البته ادامه داده اند كه جشنواره هاي قبلي بيشتر به كميت توجه مي كردند. ايشان در پاسخ به سوالي كه چرا فراخواني براي شركت در جشنواره ارائه نداديد اشاره كرده اند كه فرصت كافي براي اين كار موجود نبود.
همه ما اميدواريم كه اين سخن جناب روشن روان مصداقي عيني بيابد و جشنواره امسال به همان كيفيتي برگزار شود كه آرزوي اهل موسيقي است ، اما از آنجا كه به قول منطقيون صغراي يك گفته بايد با كبري و درنهايت نتيجه بخواند به نظر مي رسد كه در سخنان جناب روشن روان اين مسئله غايب است چراكه نگاهي به افراد و گروههاي حاضر در جشنواره و حتي نوع برنامه ريزي ( مثل همين نكته اي كه درباره نبود فرصت براي فراخوان اشاره كرده اند) امسال مويدي است بر اين نكته. ضمن آنكه جشنواره امسال هم همانند 22 جشنواره قبلي از عنصري به نام رقابت خالي است. اين درحالي است كه مهمترين نكته اي كه خلاقيت و كيفيت يك امري را موجب و ارتقاي آن را سبب مي شود ، عنصر رقابت است . متاسفانه دست اندركاران جشنواره موسيقي فجر ، درتمامي اين دوره ها ، از برگزاري جشنواره اي رقابتي در ميان گروههاي حرفه اي اجتناب ورزيده اند و ما هيچگاه نفهميده ايم كه بهترين آهنگ يا قطعه جشنواره موسيقي فجر چه قطعه اي است ونوآوريهاي يك آهنگساز در سطح حرفه اي چيست و چرا؟ البته در سطوح جوانان ، به خصوص د ردو جشنواره موسيقي نواحي ايران و موسيقي جوان ،اين ويژگي وجود داشت و خوشبختانه دست آوردهاي بركت خيزي هم برجاي گذاشت ، اما در سطح بزرگسالان و گروههاي حرفه اي هنوز چنين اتفاقي رخ نداده است و البته هيچ دبير هم جرات و جسارت اين را پيدا نكرده است كه مسابقه اي در اين سطح برگزار كند.
جشنواره بايد عرصه اجراي تازه ترين قطعات باشد همانند دو جشنواره فيلم و تئاتر فجر كه هرساله تنها آثاري اجازه حضور مي يابند كه تازه باشند . در حالي كه د راين جشنواره كمتر كسي به اين ماجرا توجه داشته است . در هرحال ما د رانتظار مي مانيم و اميدواريم وقتي جشنواره 22 به پايان رسيد ، آقاي روسن روان در كنفرانس خبري پايان جشنواره ضمن بر شمردن دستآوردهاي اين جشنواره از اجراي قطعات تازه از سوي گروههاي حرفه اي و كيفي ياد كنند. قطعاتي كه براي نخستين بار دراين جشنواره اجرا مي شوند ، چرا كه برخي از اين گروهها براي هراجراي خود بين سه تا 5 ميليون و يا بيشتر از جشنواره دستمزد دريافت مي كنند. اين درحالي است كه اگر جشنواره رقابتي بود و جايزه اي با رقمي بالا اعلام مي شد ( براي نمونه 10 ميليون تومان براي بهترين قطعه به همراه ضبط و پخش آن ) و يا رقمي بالاتر براي بهترين گروه نوازي به همراه ارائه عمومي كار به صورت سي دي و آلبوم ، مي توانست جنب و جوشي را در ميان گروهها سبب شودكه نتيجه آن هم دستآوردهاي بهتري داشت و البته به كشف گروههاي خلاق و نوجو مي انجاميد. اين گونه اما كار سختي صورت نگرفته است ، چرا كه همگان ميدانند كه گروههايي كه در جشنواره به اجراي برنامه مي پردازند ، حرفه اي هستند ووقتي حق الزحمه مورد نظر آنها هم پرداخت مي شود ، چرا در جشنواره حاضرنشوندواجراي برنامه نكنند.

