درگذشت پدر/ کو دلی کز حکم حق صد پاره نیست
غیرت حق بود و با حق چاره نیست
کو دلی کز حکم حق صد پاره نیست
درباره او بیشتر خواهم نوشت.
همین جا از تمامی دوستان وبزرگوارانی که دراین ایام تماس گرفتند وابراز همدردی کردند سپاسگزاری می کنم . مراسم ختم مرحوم پدرم( سید مهدی مختاباد) روز دوشنبه ۲۶ آذرُ ساعت ۱۴ تا ۱۵ و ۳۰ در مسجد بلال صدا و سیما واقع در خیابان ولی عصر جام جم برقرار است.
مشکاتیان مردی که موسیقی در وی تلمبار شده است
کنسرت پرویز مشکاتیان وگروه عارف اگرچه انتظارات را بر آورده نکرد اما کارنامه بیش از سی سال فعالیت این چهره نامدار عرصه موسیقی به گونه ای است که می توان همچنان درباره وی به ستایش و تمجید سخن گفت و البته گله مند بودکه چرا آقای مشکاتیان از ظرفیت های گروه عارف بیش از این استفاده نمی کند و همچنان سعی دارد همان گفتمانی را دراین گروه به پیش ببرد که در دهه هفتاد رواج و رونق داشت. آیا زمانه عوض نشده است؟
در ميان اهل موسيقي معدود هستند افرادي كه بتوان به آنها لقب مولف داد. اين معني البته در سينما به خوبي جا افتاده است، به اين معنا كه برخي از كارگردانان نامي سينماي ايران و جهان به دليل آنكه كارشان مهر وامضايي خاص دارد، به آنها كارگردانان مولف ميگويند. كارگردانان مولف اين ويژگي را دارند كه بر حضور تمامي عناصر در فيلمشان حساسندو سعي مي كنند بهترين نتيجه را از امكاناتي كه درا ختيار دارند بگيرند، ضمن آنكه نگاهي به روند كاري آنها از وجود گوهري دروني در كارشان خبر مي دهد كه رگه هاي اصلي آن در تمامي كارها هويداست.در سينما ما چهره هايي چون عباس كيارستمي، بهرام بيضايي، داريوش مهرجويي و در رده هاي بعدي محسن مخملباف و ابراهيم حاتمي كيا را داريم كه از چنين ويژگي هايي برخوردارند كه خود محور كار اند و ديگران ، چه بازيگر و چه فيلمنامه نويس يا ديگر عوامل فيلم خود به خود در حاشيه قرار مي گيرند.

در موسيقي نيز چنين وضعيتي حاكم است به اين معنا كه اين دسته از افراد خود محور كار قرار مي گيرندو به همين دليل است كه چهره هايي چون محمد رضا لطفي ، حسين عليزاده،پرويز مشكاتيان و... از چنان ويژگي هايي برخوردارند كه بود و نبود خواننده هايي چون شجريان يا ناظري دركنارشان از اهميت واعتبار كار آنها نه تنها كم نمي كند ، كه سبب مي شود تا آنها به فكر چهره هاي جايگزيني هم باشند كه درنهايت به تكثر صدا در موسيقي ايراني مي انجامد.
جامعه موسيقي اگر چه از قطع همكاري شجريان و مشكاتيان آسيب هاي فراواني ديد ، اما بي نصيب از برخي صداهاي خاص و گوشنواز نبود. صداي ايرج بسطامي و همكاري هايي كه مشكاتيان با آن زنده ياد انجام داد، نمونه اي از اين توفيق ها بود.
مرد مبتلا به موسيقي
نگاهي به کارنامه هنری پرویز مشکاتیان نشان مي دهد كه وي عصاره آن چيزي است كه در موسيقي شرقي و ايراني از آن به عنوان «دل» ياد مي شود،چنانكه خود نيز درمراسم جشن خانه موسيقي گفت كه « هر چه را تا كنون ساخته است، محصول دغدغه اي دروني بوده است و هر آهنگ و نوايي ابتدا درون وي را به فرياد و فغان آورد و وي را دچار و مبتلا كرد، سپس همانند قطره اشكي كه ازچشم وبه ناگزير جاري شود، بر سازش جاري و به نت در آمد»
داستان ساخت شكل گيري برخي از اين آثار خود به افسانه شبيه است و نشان مي دهد كه مشكاتيان براي برون ريزي آنچه كه وي از آن به عنوان دچار شدن به موسيقي ياد مي كند، به چه شيوه هايي متوسل مي شده است وبه تعبير محسن مخملباف براي توليدو ساخت هر قطعه اي عرقريزي روحي انجام مي داده است.
وي در گفت و گويي راديويي درباره چگونگي ساخت قطعه چكادكه از جمله زيباترين قطعات تاريخ موسيقي ايراني است از سفر خود به دامنه كوه دماوند ياد مي كند واينكه ميهمان پيرمردي حراف اما پرجذبه بود. مشكاتيان مي گويد كه از شب قبل از سرايش اين قطعه شور و التهاب عجيبي را در درونش حس مي كرده است و به گفته خودش «چيزي در وي تلمبار شده » و گويي منتظر فرصتي بودكه بتواند اين التهاب وانباشت را به ساز و سپس به نت درآورد.
«پس به پيرمرد گفتم كه به شهر برود و وسايلي را بخرد تا من بتوانم در خلوت حاصل شده به نوشتن اين قطعه بپردازم.قطعه را از ابتداي سحر تا نزديكاي ظهر يك نفس نوشتم و تمام كردم . درست در حالي كه روبرويم كوه دماوند همانند ديو سپيدي پاي دربند خود نمايي مي كرد» مشكاتيان عنوان اين قطعه را به تاسي از قله دماوند چكاد نام گذاشت. قطعه اي كه چه از نظر ملودي و چه از نظر فرم و سازبندي در زمره شنيدني ترين قطعات تاريخ موسيقي ايران قرار دارد.
اگر روح و استوانه اصلي موسيقي ايراني را در ملودي پردازي بدانيم ، مشكاتيان در قله اين كار ايستاده است. ملودي هاي وي همگي به ياد ماندني اندو در كمترين لحظاتي به گوش مي نشينند و بر لب به زمزمه در مي آيند. نگاهي به برخي از تصانيف و چهار مضرابهايي كه وي ساخت مويد اين نكته است .تصانيفي چون رزم مشترك،وصل دوستان،ساقيا،جان جهان،آستان جانان( با صداي محمد رضا شجريان)،الا يا ايها الساقي ،نفس باد صبا ( با صداي بسطامي ) و ... ويا قطعات بي كلامي چون خزان ، چهار مضراب افشاري،شورانگيز،دستان، بيداد،نوا و ... همگي سرشار از ملودي اندو گاه غناي ملوديك اين آثار به گونه اي در كار متراكم شده است كه شنونده را به حيرت مي افكند.شايد همين غناي ملوديك باشد كه وي را در زمره محبوبترين آهنگسازان تاريخ موسيقي ايران قرار داده كه چه در ميان عامه مردم وچه در سطح تخصصي تر موسيقي مورد توجه قرار گيرد.
يادم نمي رود كه در جشنواره پنجم موسيقي جوان ، كه براي اولين و آخرين بار بخش گروه نوازي هم به مواد امتحاني اضافه شده بود،از ميان بيش از 200 اثري كه به دفتر جشنواره رسيد، نزديك به 60 درصد قطعات وآثار ارسالي قطعات ساخته پرويز مشكاتيان بود و درنهايت گروهي جايزه نخست را به دست آورد كه قطعه چكاد مشكاتيان را اجرا كرده بود.
در رده هاي بعدي حسين عليزاده قرار داشت و سپس برخي از قطعات كلاسيك موسيقي سنتي از بزرگاني چون صبا،وزيري،خالقي و تجويدي و...
اين اقبال نشان مي دهد كه آثار مشكاتيان توانسته به خوبي با هر قشري رابطه برقرار كند كه نمونه ديگر آن استفاده افراطي بخش هاي مختلف صدا و سيما از آثار اين هنرمند شهير در لابلاي برنامه هااست.كاري كه بارها با اعتراض مشكاتيان روبرو شد ،اما تا كنون گوش شنوايي نيافته است.
ويژگي ديگر كار مشكاتيان توسعه گروه نوازي در موسيقي ايراني است. وي با تعريف خاصي كه از آهنگسازي در موسيقي ايراني داشت، به جاي تكيه و استفاده از برخي فرم هاي غربي در موسيقي ايراني به گسترش اركستراسيون و سازبندي موسيقي ايران با توجه به ظرفيت هاي اين گونه موسيقي روي آورد.مشكاتيان دراين مسير، به مانند حسين عليزاده ،هر گاه جاي خالي صدايي را در كارهايش كم مي ديد به سراغ سفارش ساخت سازي براي پركردن اين صدا رفت. سازهايي چون قيچك باس،سنتور باس، سه تار سوپرانو، قيچك آلتو و برخي سازهاي ديگر نمونه هاي موفقي اند كه به مدد ذهن پيچيده مشكاتيان وارد آنسامبل موسيقي سنتي ايراني شد. مي توان مدعي شد و قراين هم نشان مي دهد كه مشكاتيان ظرفيت هاي گروه نوازي موسيقي ايراني را به اندازه اي ارتقاءداد كه توسعه آن در كوتاه مدت كمتر امكان تحقق خواهد داشت.
مشکاتیان در شناخت شعر و بار اجتماعی آن هم ذهنی منحصر به فرد دارد. برخی ازاشعاری که وی برای تصانیف یا آوازهای خوانندگان انتخاب کرده است ضمن نشان از شناخت وسیع وی از شعر نو وکهن ایرانی و تحولات آن از نوعی نقد اجتماعی سیاسی حکایت می کند که در پس و پشت این انتخاب ها نهفته است.
توضیح: این مطلب با اندکی تلخیص و پیش ازاجرای کنسرت گروه عارف در نشریه شهروند منتشر شده است.
ولی زاده آزاد شد
به امید آزادی تمامی روزنامه نگاران در بند.
باز هم برای رضا ولی زاده
.من همچنان خوشبینم که مراحل تایید وثیقه ای که برای وی تهیه دیده شده است( از سوی یکی از بستگانش در شهرستانی در شمال ) هرچه سریعتر طی شود و وی در نخستین فرصت آزاد شود.
در هر حال برای روزنامه نگاری که تمامی نوشته هایش روی سایت است ( یعنی بود) و کار دیگری هم جز نوشتن وگفتن( در رادیو گفت وگو) ندارد بریدن وثیقه ای سنگین(۵۰ میلیون تومان) جای اما و اگر فراوان دارد.
انجمن صنفی روزنامه نگاران در نشست روز شنبه خود تایید کرد که به آیت الله شاهرودی که سخنان و دیدگاههایش درباره برخوردبا متهمان بسیار پیشرو تر از ان چیزی است که اکنون با روزنامه نگارانی چون رضا برخورد می کنند نامه ای نوشته شود که متن این نامه را در اینجامی توانید بخوانید .
امیدواریم که این نامه تاثیرات خود را برجای گذارد .
براي رضا ولي زاده
فعلا بايد دعا كنيم كه وي همين امشب را در باز داشتگاه به سر برد و فردا آزاد شود. پس تفسير ها درباره علت دستگيري و بازداشتش را مي گذاريم براي بعد از آزادي.
اين نكته را هم بگويم كه من ديگر به صداي رضا در راديو گفت وگو و برنامه بدون خط خوردگي عادت كرده بودم . هر شب كه از روزنامه به منزل مي رفتم خبر هاي هنري را با صداي رضا پي گيري مي كردم كه نكته سنجانه اخباري را انتخاب مي كرد كه من نيز كنجكاو دانستن بيشتر درباره آنها بودم.
امروز هم در تماسي كه با هم داشتيم يكي دو شماره از من گرفت كه خبر نخستين نمايشگاه موسيقي و آثار شنيداري را پي گيري كند .
در هر حال بايددعا كرد و البته پي گيري و حساسيت به خرج داد كه اين دوست و روزنامه نگار خوش ذوق و پي گير هر چه سريعتر آزاد شود.

