درباره نشست انجمن صنفی برای مرحوم دریایی

نشست امروز انجمن صنفي درباره زنده ياد احمد رضا دریایی از جهاتي متفاوت بود.در واقع آقاي دريايي مرحوم و درگذشتش بهانه اي شده بود تا برخي از همكارانش و نيز برخي ديگر از روزنامه نگاران به خالي كردن درد دلهاي خود بنشينند و البته دراين ميان برخي تركش ها هم نصيب برخي ها شد.
اصولا درمراسمی که نام بزرگداشت را دارد، آن هم برای یک مرحوم و تازه گذشتهای همانند زنده یاد دریایی، چندان زیبنده نبود كه افراد به يكديگر بپرند . خوشبختانه ما همه روزنامه نگاريم و صاحب رسانه و حداقلش وبلاگ ، و مي توانيم حرف هاي شخصي امان را در اين گونه فضا ها بيان كنيم.نمی دانم چرا این همه کم تحمل شده ایم. آن هم در نشست ویاد فردی که همه گاه در تحریریه به ما درس تحمل و شکیبایی می داد و می گفت که فکر نکن با یک مطلب و یک سخن میتوانی همه چیز را عوض کنی.
شرح عکس:این تصویر لحظه ای است که دریایی با روزنامه نگاری و دفتر کارش برای همیشه خداحافظی می کند.
غير مرتبط با متن:رضا كيانيان بازيگر نامدار ايراني در گزارشي خواندني از مصايب خود در يك فرود گاه ايراني مي گويد.{گزارش رضا کیانیان از مصائب پرواز های ایرانی} همه ما به نوعي به درد كيانيان مبتلا شده ايم. اما او اين قدر همت داشت كه اين درد را فرياد كرد و به حوزه اي عمومي هم كشاند.
ادامه مطلب
شورای شهرتهران و مرز ظریف یک تصمیم
آنگونه که از دستور کار جلسات هفتگی شورای شهر تهران خبر می رسد قرار است امروز(سه شنبه) طرح کاربری فرهنگی کتابفروشی ها در صحن علنی شورای شهر تهران طرح شود.
نگاهي كلي به اين طرح كه بيش از 500 ساعت كار كارشناسانه روي آن از سوي يكي از باسابقه ترين نهادهاي عرصه فرهنگ( اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با سابقه 50 ساله)صورت گرفته، نشان مي دهدكه اين طرح در بستر خودعام، شفاف، پايدار، علنی، ضدرانت، ملی وغيربخشی، قانونی و غيربخشنامهای، کارشناسی شده، همراستا با سياست کاهش تصدیگری دولت و در جهت تبديل تدريجی اقتصاد دولتی به اقتصاد غيردولتی و آزاد و منطبق است با روح كار شوراي شهر كه حمايت از نهادهاي صنفي است.
ادامه مطلب
در نقد يك خبر و يك گزارش درباره اهالي موسيقي/به ضخامت لبه تیغ
اول:در نمايشگاه مطبوعات سال گذشته(پاییز ۱۳۸۶) مجيداخشابي از خوانندگان و آهنگسازان شناخته شده كشور را ديدم.از من پرسيد:آيا شما مي دانيد كه در فلان نشريه ماهانه چه كسي بخش موسيقي رااداره مي كند؟پاسخ دادم:بله.چون خودم هم گاه گداري درآن نشريه قلم مي زنم.سپس ادامه داد: اين نشريه مطلبي را درباره من نوشته و نسبتي به من داده است كه دروغ محض است .به همين دليل مي خواهم از آن مطلب و نشريه شكايت كنم.
دوم:يكي دو ماه پس از كنسرت گروه عارف در تالار كشور، شبي بهداد بابايي،نوازنده چيره دست سه تار با من تماس گرفت.از من پرسيد: مطلبي درباره كنسرت گروه عارف در اين نشريه نوشته شده است كه سراسر توهين وافترا است و ما( گروه عارف) مي خواهيم از دست نويسنده آن به دادگاه شكايت كنيم.
سوم:روز بعد آقاي نوربخش ( مدير عامل خانه موسيقي و خواننده گروه عارف) هم وقتي در جلسه هيئت مديره ديدمش ، به اين نوشته اعتراض كرد وگفت كه قصد دارد از اين نشريه و نويسنده به دادگاه شكايت كند و اعلام كرد روز دادگاه هم از تمامي خبرنگاران دعوت مي كند كه در جلسه حاضر باشند تا به قول خودش آبروي اين فرد را ببرند.
این سه اتقاق سبب شد تا یادداشت زیر را برای نشریه نسیم ویژه نوروز بنویسم.
ادامه مطلب
براي دريايي؛ مردي كه تخم طرب ميپراكند
برخي آدميان در ذهن چيزي جز خوبي وخير به جا نميگذارند، بنا براين ياد آنها هم همهگاه با شيريني و طربناكي توام است.
استاد و پيش كسوت ما روزنامهنگاران همشهری ،زندهياد احمد رضا دريايي اين ويژگي را داشت كه به قول مولانا به هر وادياي كه وارد ميشد،تخم طرب ميپراكند و فضا را از يبوست و محتسب مزاجي به در ميآورد.{احمد رضا دريايي درگذشت}

شوخ طبعي و روحيه پرانرژياش در تمامياوقات كاري بروزو ظهوري جدي داشت. هر گاه كسي در خمودگي به سر ميبرد، با فرياد و البته برخي كلمات آب نكشيده دريايي از لاك خود به درآمده و سر گرم كار ميشد.
اين عتاب و خطاب به دليل آنكه از ذهن و ضميري بي غل و غش صادر ميشد كمتر كسي را آزرده خاطر ميساخت، اگر چه برخي از اعضاي تحريريه كه به روزنامهنگاري نگاه كارمندمدارانهاي داشتند، همهگاه در هراس و ترديد از برخورد دريايي بودند كه عقاب وار بر سرشان فرود ميآمد.
ادامه مطلب
حاشیه ای بر نامه اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران به وزیر ارشاد

انتظار طبيعي از يك اتحاديه با سابقه 50 سال كار صنفي اين است كه در نامه خود به وزير ارشاد كدهاي كارشناسانه تري بدهد. براي نمونه وقتي از معطلي بي دليل كتابها سخن مي گويد، آماري دقيق ارائه كند و بگويد كه چه تعداد كتابهايي با چه موضوعاتي كه هيچ دليلي براي معطلي ندارند، ماه ها معطل تصميم اداره كتابند.
اين اتحاديه است كه مي تواند با شكل دهي به يك كميته كاري و برقراري ارتباط با ناشران عضو ،فهرست دقيقي از كتاب هاي معطل شده در هر مرحله را به دست دهد.
اين گونه، وزير هم مي فهميد كه با صنفي روبرواست كه بخش اعظمي از توليدات بخش خصوصي نشر در آن صنف سامان مي گيرد و معاونت زير مجموعه وي با برخورد هاي سليقه اي چه بر سر اين ناشران آورده و مي آورد.
مرتبط با متن:وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت وگویی با روزنامه اطلاعات امروز(یک شنبه) به اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران پاسخ داده است.از نکات مهم این گفت وگو این است که آقای وزیر گفته اند نامه اتحادیه همزمان با رسانه ای شدن آن به دستش رسیده است. در حالیکه تاریخ ارسال نامه در بولتن صنعت نشر ۳۰ بهمن ۸۶ عنوان شده است.گفت وگو طولانی است و نکته مورد اشاره من در اواسط گفت وگو است.

غیر مرتبط با متن:ثمین باغچه بان در گذشته است.مردی صافی اعتقاد که ضمیر پاکش را در نامه ای که چند سال قبل جناب درویشی برای چاپ در روزنامه همشهری به من داده بودند می توان جست و جو کرد.
این نامه و پاسخ آقای درویشی را بعد سالها و همزمان با درگذشت آن زنده یاد با عنوان گفت وگوی دونسل-باغچه بان و درویشی بخوانید تا به زلالی ضمیر این چهره فروتن عرصه موسیقی بیشتر پی ببرید.یادش گرامی باد
ادامه مطلب
نزاع بر سر نخستين سرود ملي ايران
گزارش همشهري آنلاين از اختلاف صهبايي و سلطاني بر سر نخستين سرود ملي ايران
درباره جمع آوری کتاب از کتابخانه های عمومی/کارشناسانه و قانونی یا سلیقه ای
به نظر مي رسد در صورت اجراي طرح مورد نظر دبير كتابخانه ها ي عمومي و حذف حتي كتابهاي به زعم آنها بازاري و عامه پسند از كتابخانه ها، طرح گسترش فرهنگ كتاب و كتابخواني وزارت ارشاد با تناقضي جدي روبرو شود.چرا كه هدف اصلي اين طرح افزايش خوانندگان كتاب است ،اما در مقابل از كتابخانه هاي عمومي كتابهايي حذف مي شود كه بيشترين خواننده را دارندو ضمن آنكه مجوز خود را هم از وزارت ارشاد دولت جمهوري اسلامي گرفته اند.
نكته قابل تامل ديگر عدم انتشار آماري از مراجعه كنندگان به كتابخانه هاي عمومي است كه چه در دولت خاتمي و چه در دولت آقاي احمدي نژاد صورت نگرفته تا با مقايسه كتابهاي امانت گرفته شده دراين دو دوره به ميزان اقبال به كتابخانه هاي عمومي و امانت گيري كتابها پي برده شود.
ادامه مطلب
گفت و گویی بلند با حسین علیزاده-بخش پایانی
در پست قبلی سه بخش از گفت وگوی بلند با حسین علیزاده را قرار دادم. واپسین بخش این گفت و گو را در این پست بخوانید.علیزاده در این بخش از گفت وگو از برخی از نوازندگان موسیقی نواحی سخن می گوید و همچنین از رابطه خود با سازش و در نهایت رابطه اش با دو فرزند دوقلویش ( صبا و نیما) علیزاده.
دراین گفت وگو اشاره ای هم به ماجرای شکستن دست علیزاده می شود و اینکه لطفی به وی پیشنهاد می دهد که دونفری با یک تار بزنند تا ....
گفت وگو با حسین علیزاده(واپسین بخش)
غیر مرتبط با متن:فریدون آدمیت مورخ نامدار معاصر در گذشت.وی به حق بنیانگذار تاریخ پژوهی نوین در ایران بود وآثاری چون امیر کبیر وا یران و کتابهایی که درباره مشروطه نوشته است و نظریاتی که در زمینه تاریخ نگاری ایرانی ارائه داده بدیع والبته ماندگار است وخواهد بود.هنوز هم بسیاری از کتابهایش در زمره مهمترین منابع اهل تحقیق وتاریخ به شمار می روند. اگر چه به دلیل برخی بی خردی ها کتابهای مهم تحقیقی اش اجازه توزیع رسمی نمی یافت اما هنوز اگر گذرتان به جلوی دانشگاه بیفتد قطعا در کنار خیابان دستفروشان کتاب را می بینید که کتابهای فریدون آدمیت راهم به صورت قاچاق وافستی به فروش می رسانند.
درباره این مورخ صاحب نام بیوگرافی ای نسبتا کامل که تمامی آثارش را هم شامل می شود نوشته ام .
زندگینامه:فریدون آدمیت(1299-1387)
یادش گرامی باد و روحش شاد.
گفت و گویی بلند با حسین علیزاده
این دومین گفت وگوی بلند من با حسین علیزاده است. بار اول با وی در زمستان سال ۷۷ گفت وگویی انجام دادم که در صفحه گفت وگوی روزنامه جامعه منتشر شد(در دو شماره) و اینک پس از نزدیک به یک دهه باردیگر باوی گفت وگویی بلند انجام داده ام. آن گفت و گو بیشتر حول و حوش دیدگاهش درباره موسیقی اجتماعی بود و این گفت و گو بیشترش درباره خود علیزاده و رابطه اش با موسیقی و ساز اش است. بخش هایی از این گفت و گو( حدود یک چهارم آن) در همشهری ویژه نوروز منتشر شد.اما حیفم آمد که همه این گفت و گو را منتشر نکنم . پس در همشهری آنلاین تمامی آن رابه مرور منتشر خواهم کرد. بخش های اول و دوم و سوم این گفت و گو را می توانید در همشهری آنلاین بخوانید.
حجم این گفت وگو بیش از ۸ هزار کلمه شده است که البته با برخی جرح و تعدیل های فنی و نه محتوایی. همه آن را خواهم آورد.
بخش دوم این گفت و گو از بعد رمز گشایی از گوشه ای از تاریخ شفاهی موسیقی ایران اهمیتی افزونتر دارد. زمانی که آقای علیزاده مدیر هنرستان موسیقی بودند و مدیر کل ارشاد تهران( اقای منصور واعظی)رفتارهایی را از خود بروز می دهد که اسباب تاسف و تاثر اهل موسیقی و به خصوص آقای علیزاده و البته هر شخص فرهنگی می شود.
مهمترين چيزي كه حسين عليزاده به آدمي منتقل ميكند،احساسي مثبت و البته مستمر و دنباله دار است.
و اين، كار خبرنگار را براي مصاحبه سخت ميكند، چرا كه عنصر درام و كشاكش با گفتوگو شونده را از تو ميستاند و همان ابتدا تو را در وضعيتي قرار ميدهد كه احساس كني خلع سلاح شدهاي. از ديگر سو انعطافي كه عليزاده در پاسخ به سوالات ميدهد نيز مزيد بر علت ميشود.
وي در برابر سوالات جبهه نميگيرد و از خبرنگار، تصوير يك مچگير را در ذهنش تداعي نميكند، بلكه با وي وارد گفتوگويي ميشود براي كشف و زادن نكات تازهتر، همچنان كه پنچه و ذهن و ضميرش با ساز و ملودي وارد همسخني ميشود تا نوزادي متولد شود.
نوزاداني كه تولد هر كدامشان (از حصار و ني نوا تا تركمن و شور انگيز و دل شدگان و گبه و راز نو و فرياد و...) جسم و جان اين نوازنده نام آور تار وسه تار را به چالش ميكشاند و گاه تا مرز بيماريهاي خطرناك هم ميبرد.
حسین علیزاده در اين گفت وگو همراهي فراواني به خرج داد تا بخشهايي ناگفته از زندگياش با ساز و ملودي و موسيقي را باز گويد. وي در اين گفت وگو نه خود را فريب داد و نه من گفت وگو كننده را و همانند كارهاي موسيقايش در گفت و گو نيز صادق و جدي بود.
غیر مرتبط با متن:لغو امتیاز نه نشریه و به خصوص دو نشریه هنری( دنیای تصویر و هفت) از سوی هیات نظارت بر مطبوعات نشان می دهد که برخورد های سلیقه ای با مطبوعات ابعادی گسترده یافته است و می رود که دامان نشریات غیر سیاسی را هم بگیرد.در این باره به بهانه توقیف و تعطیلی روزنامه های هم میهن و شرق مطلبی نوشته بودم.{داوری آن سوی در نشسته است} و {تعطیلی زیست بومی فرهنگی} والبته چند روز دیگر درباره جایگاه قانونی هیئت نظارت بر مطبوعات و نیز این که این هیئت می تواند خود راسا دستور لغو امتیاز نشریه ای را صادر کند مطلبی خواهم نوشت.

