تبليغاتX
سربانگ

آتش بدون دود نمي‌شود/دفاع از همشهري جوان

 

 زنده ياد نادر ابراهيمي در ابتداي رمان چندجلدي معروفش ( آتش بدون دود) جمله يي طلايي آورده بود؛«آتش بدون دود نمي شود و جوان بدون گناه».

اکنون بايد از هيات نظارت بر مطبوعات پرسيد که در برخورد با يک رسانه، آن هم رسانه يي خاص جوانان و نوجوانان، بايد همان مشي و مشربي را به کار گرفت که با يک نشريه بزرگسال در پيش مي گيريم.

اگر ما به جوانان فرصت زمين خوردن و بلند شدن ندهيم پس به چه کساني چنين فرصتي را بايد بدهيم؟

 علاوه بر اينها ويژگي يك حكومت در مواجهه با شهروندان و به خصوص نهادهاي فرهنگي تحمل انتقادات و خطاها و كمك به توسعه آنهاست و نه آنكه همانند محتسبان منتظر خطايي كوچك باشند و آنها را به قربانگاه بفرستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 8:39 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

فرزندت راحفظ کن

در دیداری که روز سه شنبه گذشته  با سید محمد خاتمی هم داشتیم{ديدار هيئت مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران با خاتمي}توضيحات مختصري دادم كه انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران هيچگاه و حتي در دوره شما هم از سوي وزارت كار حمايت كارشناسي نشده است.يادداشت زير با همان رويكرد نوشته و روز چهارشنبه گذشته در روزنامه اعتماد منتشر شد. البته تيتر اين مطلب فرزندم تو از بين بايد بروي !؟بود كه از سوي دست اندركاران روزنامه اعتماد به تيتر بالا تغيير پيدا كرد؟!

در تمامي سال‌هايي كه انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران سرگرم فعاليت بود، كمتر كسي شاهد بوده كه وزارت كار، چه در دوره آقاي خاتمي و چه در دوره كنوني به كمك اين انجمن بيايد و تجربيات خود وكارشناسانش را در اختيار رشد و توسعه كمي وكيفي انجمن بگذارد. در حالي كه از جمله وظايفي كه قانون براي وزارت كار تعيين كرده و چه درقانون كار و چه در قانون اساسي هم به آن اشاره شده و در زمره حقوق اساسي صنوف و سنديكا قرار دارد ، كمك دولت به رشد و توسعه سنديكا و نهادهاي صنفي – كارگري است.

حكايت انجمن صنفي روزنامه نگاران و وزارت كار در تمامي اين سال‌ها به طفلي مي‌مانست كه از زماني كه از مادر متولد شد، سرپرست و ناظر وي رهايش كرده و انجمن هم تاتي تاتي كنان به تجربه در زمينه هاي صنفي دست يازيد و اكنون كه 11 سال از اين تولد گذشته، آنچه كه مشاهده مي‌شود همان اندازه دستاوردي كه داشته و دارد، نتيجه تجربه‌هاي شخصي اعضاي انجمن بود ودولت تا كنون كمكي فكري در اين زمينه نكرد.

البته انجمن صنفي در اين سال‌ها با وزارت ارشاد( به خصوص در زمينه جشنواره مطبوعات) همكاري موثري داشت، اما منظور نگارنده از كمك دولت، وزارت كار است كه به لحاظ تشكيلاتي انجمن صنفي زير نظر اين نهاد فعاليت مي‌كند و مجوز فعاليت خود را ازآن وزارتخانه اخذ كرده است. شايد در اين ايام تنها كاري كه وزارت كار صورت مي‌داد، ارسال يك ناظر براي نظارت بر مجامع عمومي و انتخابات و در نهايت تاييد انتخابات( در دوره اخير رد) آن بوده است.در غير اين صورت نگارنده كه 6 سال به شكل مستمر در قالب كميته‌هاي مختلف و بازرسي فعال بوده به ياد ندارد كه وزارت كار يك بار براي برگزاري كلاسي آموزشي درباره مسائل صنفي و يا حتي شكل دهي به ساختار و چارت تشكيلاتي و اداري انجمن مشورتي داده باشد وكارشناسي را به انجمن ارسال و به هئيت مديره يا بازرسان گوشزد كرده باشد كه مسير درست يك كار تشكيلاتي صنفي اين گونه است؛آنچه كه بعدها انجمن صنفي روزنامه نگاران در برخي كارگاه‌هايي كه فدراسيون جهاني روزنامه نگاران در داخل و خارج از ايران براي اعضاي انجمن برگزار كرد تا حدودي آموخت، يا با سركشي به برخي تشكيلات صنفي باسابقه تر از اوضاع آنها اطلاعاتي به دست آورد. براي نمونه نگارنده چارت تشكيلاتي يكي از نهادهاي صنفي حوزه فرهنگ را مشاهده كرد و متوجه شد كه آنها براي تكميل اين چارت، كه انصافا دقيق و مبتني بر تازه ترين تغييرات دراستانداردهاي جهاني است،  250 ساعت كار كارشناسي صرف شد. يا براي تكميل آيين نامه كميته حل اختلاف از آيين نامه مشابه يكي از نهادهاي مدني استفاده كرده كه قرار است در مرحله بعدي اين آيين نامه تكميل شود.

اين نكته را هم نبايد از ياد ببريم كه شيوه وزارت كار در دوره آقاي خاتمي ، مبتني بر اعتماد به صنف و تحمل حركت‌هاي آن بود و هيچگاه به  انجمن صنفي به عنوان يك مزاحم كه بايد هر چه زودتر شرش كنده شود، نگاه نكرده است.اما از سوي ديگر براي پيشبرد امور صنفي انجمن هم كمتر كمك فكري داده و يا كلاس و كارگاهي برگزار كرده كه بر و بچه‌هاي انجمن را بيشتر با وظايف صنفي خود آشنا كند.همچنان كه در اين مدت مي‌توانست آيين نامه سال 72 شوراي عالي كار را ،به خصوص در بندي(ماده 13 اساسنامه) كه تكليف مجمع عمومي نوبت سوم را معين نكرده است، دقيق‌تر مي‌كرد تا اين گونه مشكلات پيش نيايد، اما متاسفانه نه وزارت كار چنين كرد و نه هيئت مديره انجمن صنفي كه مي‌توانست درآن ايامي كه حداقل روابط حسنه با دولت برقرار بود، پيشنهاد چنين تغييراتي را بدهد. در نهايت ماجرا به اينجا كشيد كه هم اينك انجمن صنفي در يكي از بحراني ترين شرايط خود به سر مي‌برد.

اكنون و پس از 11 سال، همان نهادي كه به تولد طفلي به نام«انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران» مدد رساند‌، پس از اين دوران و به دليل آنكه وظايف خود درباره انجمن صنفي روزنامه نگاران را در اين 11 سال انجام نداده است. از سوي نهادهاي زير مجموعه خود مدام پيام مي‌فرستد كه انجمن واجد شرايط انحلال است و ... .

حكايت وزارت كار زير نظر آقاي جهرمي و پيش از آن ، رفتار پدر و مادري را مي‌ماند كه فرزندي را به دنيا آوردندو 11 سال، هيچ كمكي به وي نكردند كه هيچ، بلكه وقتي در 11 سالگي اين فرزند دچار مشكلي در شناسنامه اش شده و به آنها مراجعه كرده و گفته كه شما بايد در اداره ثبت بياييد و بگوييد كه من فرزند شما هستم و با اجازه شما به دنيا آمدم، آنها نه تنها امتناع كرده و وي را رانده اند ، بلكه تمامي مساعي خود را به كار گرفته  و مي گيرند كه به همه بگويند اين فرزند مانيست و به خودش هم مي‌گويند ، فرزندم تو بايد بميري، چون ما در شناسنامه ات براي بعد از 11 سالگي فكري نكرده بوديم و تو به لحاظ قانوني وجود نداري.

 به ياد داشته باشيم ويژگي مهم يك قانون كامل بودن آن است و اگر قانوني ناقص طراحي شده و نتواند پيش بيني چنين مراحلي را بكند، طبيعي است كه قانون را عوض مي‌كنند و نه آنكه نهاد را از بين ببرند و حكم به انحلال آن بدهند. چنانكه عالي ترين مقام جمهوري اسلامي در پيام خود به مجلس هشتم گفته‌اند«قانون باید جامع، کامل، ماندگار، صریح، تأویل نا‌پذیر، کارشناسی شده، گره گشا و ناظر بر مشکلات زندگی مردم باشد و جز مواردی که برای باز کردن گره ها در کوتاه مدت لازم است، بتواند در شرایط و موقعیت­های مختلف اجرا شود و مردم را درباره  تصمیماتشان برای آینده، خاطرجمع کند.»

از سوي ديگر ويژگي يك حكومتي كه خواهان توسعه در تمامي جوانب آن است، اعتماد به شهروندان و از جمله نهادهاي مدني است. طبيعي است كه انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران ايراداتي دارد و بايد اين ايرادات برطرف شود. اما همين انجمن به اعتبار كارهايي كه كرده است،‌و گواه فدراسيون جهاني روزنامه نگاران، جزو مهمترين نهادهاي صنفي در خاورميانه است و بسياري از كشورهاي همجوار آن را الگوي خود قرار داده اند. در چنين وضعيتي ،دولت بايد تفسيرهاي روان تري از قانون را كه به كمك انجمن مي‌آيد ، پذيرا باشد ، وزارت كار بايد بداند كه بازي ميان وي وانجمن بازي باخت و برد نيست و اگر انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران منحل شود، كسي براي وي و جمهوري اسلامي ، چه در داخل و چه در خارج هورا نمي كشد، بلكه معتقدند به هر دليل اين فرزند و پاره تن خودت است كه از بين رفته و تنها نكته اي را كه گوشزد مي كنند ، نواري سياه است و تسليت.

پيشنهاد نگارنده به وزارت كار اين است كه به سمت بازي اي حركت كند كه برد- برد باشد و نه برد- باخت .وزارت كار مي‌تواند با نگاه مثبت و از روي حسن نيت به حل مشكل انجمن صنفي مدد برساند و و مديران كل اين وزارتخانه محتسب مزاجانه، مدام دراين سو و آن سو نگويند كه انجمن صنفي منحل و غير قانوني است.

 

+ نوشته شده در شنبه 19 مرداد1387ساعت 1:23 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

لغو كنسرت‌ها؛ دغدغه تازه اهالي موسيقي

برهم خوردن كنسرت گروه دبو، درست دو ساعتي قبل از اجراي كنسرت، آدمي را بي اختيار به ياد، همين ماجرا در تابستان سال 1375 مي‌اندازد، دوازده سال قبل، زماني كه محمد رضا شجريان در نمايشگاه بين المللي كتاب تهران كنسرت داشت و در شب دوم يا سوم، هنگامي كه مردم براي تماشاي برنامه در پشت درب جنوبي نمايشگاه جمع شده بودند،خبر رسيد كه كنسرت برگزار نخواهد شد و مردم به رغم اعتراضات پيدا و پنهان دست از پا درازتر به منزل برگشتند.

 

آن زمان گفته مي‌شد ، دليل اصلي بر هم خوردن اين كنسرت اعتراض يكي از گروه‌هاي فشار به عدم تفكيك ميان زنان و مردان در كنسرت بود كه با انتقاد و ايستادگي صريح استاد شجريان ، اين ماجرا صبغه‌اي پيچيده‌تر يافت و در نهايت به آنجا انجاميد كه كنسرت در شب سوم ديگر برگزار نشد.

دوازده سال بعد از آن ماجرا، نه گروه فشاري وجود دارد و نه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 6:17 AM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

فعاليت تازه سايت انجمن صنفي روزنامه نگاران ایران

از حدود 40 روز قبل كه  در نشست هيئت مديره انجمن صنفي و به توصيه‌آقاي مزروعي مسئوليت تعريف تازه‌اي براي سايت انجمن و سر و شكل دادن به آن به عهده من گداشته شد،‌ به كمك دوست خوبم ، بهرنگ تنكابني از آقاي احمد حسين كه بخش نرم افزاري كار را عهده دار بود، سعي كرديم در حد بضاعت خودمان و توان مالي انجمن اين سايت را راه اندازي كنيم.

در اين مدت آقاي تنكابني و آقاي حسين با تمامي حرص و جوش‌هاي من ساختند و البته برخي از دوستان و بزرگواران هم كريمانه پيشنهادهايي دادند كه به ارتقاي سايت و سر و شكل آن كمك كرد. به هر ترتيب اين سايت اكنون روي اينتر نت است{سايت انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران} با قابليت‌هايي بيشتر از سايت قبلي . قابليت‌هايي چون تعاملي بودن و برخي از موارد ديگر كه اگر چه سايت قبلي هم آن را دارا بود ،اما عملا استفاده‌اي از ظرفيت هاي آن نمي‌شد.

در اين مدت از برخي از دوستان و روزنامه نگاران پيش كسوت و صاحب قلم خواسته‌ام كه با هر موضوعي كه به نوعي به كار روزنامه نگاري و مسائل صنفي ما روزنامه نگاران ارتباط دارد يادداشتي بنويسند و خوشبختانه استقبال خوبی شد و به مرور یادداشت های تولیدی دوستان را در این بخش خواهیم آورد.. اين جا هم اعلام مي‌كنم كه ما ( انجمن صنفي روزنامه نگاران و به خصوص سايت انجمن) آمادگي دارد كه از تمامي روزنامه نگاران عضو و غير عضو با هر گرایش و  اعتقاد فکری  در اين سايت نوشته ويادداشت و نظر درج كند و البته كه بايد در اين نوشته‌ها اخلاق حرفه‌‌اي روزنامه نگاري رعايت شود و اصولي چون بي طرفي، انصاف، دقت و صحت و به قول يكي از روزنامه نگاران معروف ، بهداشتي سخن گفتن هم سرلوحه كار قرار گيرد.

ما در اين سايت از نوشته‌هايي كه انتقاد مشفقانه باشد و در آن از توهين به اشخاص(حقيقي و حقوقي) و تحريف حقيقت و تقديس خشونت نشاني نباشد،‌استقبال مي‌كنيم واميد داريم كه سايت انجمن در اين دوره بتواند فضايي عمومي ايجادكند براي ارتباط هر چه  مفيدتر ميان روزنامه نگاران، به خصوص اعضاي انجمن صنفي روزنامه نگاران با هيئت مديره و كميته‌ها ُکه در نهایت به ارتقای انجمن صنفی روزنامه نگاران بینجامد.

اين توضيح را هم بدهم كه برخي از بخش‌هاي اين سايت ناقص و در حال تكميل است ،اما به دليل آنكه در وضعيت كنوني و به خصوص با مجمع عمومي پيش رو ، نياز به بالاآمدن سايت حس مي‌شد.از آن ایرادات به اغماض گذشتیم تا در طول کار به مرور اصلاح یا تکمیلش کنیم.

 با اين توضيح كوتاه از دوستاني كه نوشته‌اي درباره انجمن در وبلاگ‌هاي خود نوشته‌اند مي خواهيم كه با ما در تماس باشند.

در پايان از همراهي خانم مفيدي( دبير انجمن) و آقاي مزروعي و ساير اعضاي هيئت مديره ونيز رضاي ولي‌زاده عزيز، منوچهر كريم زاده گرامي و ابوذرمعتمدي كه همچنان با سايت همكاري دارد قدرداني مي‌كنم.

از دوستان روزنامه نگار هم می خواهم که در معرفی این سایت بکوشند و فعال شدن آن را به اطلاع همه برسانند.

+ نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 7:52 AM توسط سید ابوالحسن مختاباد |