تبليغاتX
سربانگ

به كتاب رسول جعفريان هم مجوز ندادند

گشت در فضای اینترنت این برکت خیزی را دارد که گاه آدمی را با نکاتی شگفت انگیز روبرو می‌کند. نکاتی که نشان از تناقضات در سیاستگذاری‌های عرصه فرهنگ دارد. سیاست‌هایی که حتی سبب می‌شود تا ارشاد برای کتاب خاطرات و روزنوشت‌های رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان هم ان قلت‌های فراوان بیاورد و مجوز چاپ تازه کتاب امید و دلواپسی را برای یک سال معطل نگه دارد.

یادداشت من اما به مجوز ندادن به چاپ تازه کتاب آیت الله هاشمی رفسنجانی ربطی ندارد، بلکه مربوط به یادداشتی است از حجت الاسلام رسول جعفریان، که از جمله مورخین و محققین شاخص و شناخته شده و معتبر در تاریخ اسلام و ایران است و نشان می‌دهد که وقتی سیاست گزاری‌ها منطق مشخصی نداشته باشد و سلیقه‌ای باشد ، تیغ ممیزی به تن چهره‌ای همانند جناب جعفریان هم خواهد گرفت.

انتقاد آقای جعفریان همچنان که در نوشته کوتاه ایشان که در سایت« کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران» آمده است، نه به چاپ کتاب عهد جدید( ترجمه‌ای روان از انجیل) است که از سوی نشرنی و با ترجمه پیروز سیار در هیئتی شکیل و متفاوت به بازار کتاب عرضه شد، بلکه به نوشته خودش« به همه تصمیم‌ هایی» است که« گرفته می‌شود و در یک روال طبیعی قرار ندارد»

این روال غیر طبیعی همان چیزی است که هر از گاه اهل فرهنگ با آن روبرو می‌شوند، و به ارشاد اعتراض می‌کنند که هم جای قاضی و هم جای مجری ننشیند، و منتها این بار این فرهنگی مرد از نوع روشنفکران غربزده یا برخی اهل ادبیات نق نقو نیست، بلکه رسول جعفریانی است که بین اهالی ارشاد هم اعتباری ویژه دارد و کتابش حتی کتاب سال هم شده و اینک هم ریاست یکی از مهمترین کتابخانه‌های کشور( کتابخانه مجلس) را عهده دار است.

یادداشت آقای جعفریان را بخوانید و خود قضاوت کنید از این همه بی سلیقگی در بخش بررسی کتاب وزارت ارشاد.

این اثر همان طور که از نامش پیداست ترجمه انجیل است که به نثر روز به قلم پیروز سیار منتشر شده است.
معرفی این متن ربطی به سایت ما ندارد اما از یک جهت لازم بود معرفی کنم و آن این که نویسنده این سطور نزدیک به یک سال قبل ترجمه انجیل را که از میرزا مهدی خان استرآبادی است و آن را با کمک دو تن از علمای اصفهان انجام داده تصحیح و تحویل وزارت ارشاد داده ام تا مجوز نشر بگیرم.

به بنده گفته شد که چاپ انجیل مطابق قانون در ایران ممنوع است اما اکنون با کمال ناباوری ترجمه جدید آن را در بازار می بینم.
این در حالی است که ترجمه استرابادی، ترجمه ای کهن بوده و اساسا نثر آن جز برای اهل فن قابل استفاده نیست درست به عکس ترجمه جدید.
این را برای این نوشتم که کسانی بدانند همه تصمیم هایی که گرفته می شود در یک روال طبیعی قرار ندارد. طبیعی است که بنده حقی از بابت این که راجع به چاپ یا عدم چاپ انجیل چیزی بگویم ندارم.
اما سؤالم این است که چرا انجیل با ترجمه جدید که به راحتی برای نسل جدید قابل فهم است منتشر می شود اما یک ترجمه کهن این طور با دست انداز روبرو شده و تا به امروز بدون مجوز می ماند؟
از همه جالب تر این که اندکی قبل از یک دهه بنده ترجمه انجیل را که توسط خاتون آبادی انجام شده بود با مقدمه آیت الله مصباح یزدی و توسط نشر میراث مکتوب چاپ کردم.

توضيح: اين يادداشت براي روزنامه خبر امروز(سه شنبه ۱۸ فروردين) نوشته و البته در سايت خبر آنلاين هم كار شده است.

+ نوشته شده در سه شنبه 18 فروردین1388ساعت 5:55 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

گفت ای استا مرا طعنه مزن

اواخر اسفند گذشته با حضور بيش از 250 تن يك تشكل مطبوعاتي ديگر پا گرفت.{انجمن صنفي خبرنگاران و روزنامه‌نگاران ايران اعلام موجوديت كرد}

 اين خبر در نفس خود براي هر اهل مطبوعاتي خوشحال كننده است، چرا كه به گمان من اگر هر تشكل مطبوعاتي به قصد و نيت كمك به اهالي مطبوعات پا بگيرد و بناگزاران آن نه خود را فريب دهند و نه ديگران را ، و در كار خود صادق و جدي باشند، قطعا بركت خيزي‌هاي فراواني براي صنف خود خواهند داشت. تا اينجا بايد به همت اين همكاران مطبوعاتي درود فرستاد كه بناي چنين كاري را گذاشتند. اما به سياق آن شعر معروف حافظ كه«عشق اَسان نمود اول، ولي افتاد مشكل‌ها» از قرار اين همكاران مطبوعاتي در همان ابتداي كار به گونه‌اي  رفتار كرده و سخن گفته‌اند كه آدمي در صداقت و انگيزه‌هاي آنها براي اين كار دچار ترديدهاي جدي مي‌شود.

پيشينه برخوردهاي برخي از بانيان اين مجموعه هم نشان مي‌دهد آنها حتي به كارهايي كه خود كرده‌اند توجه نشان نداده‌اند. براي نمونه نامه‌اي كه بيش از دو سال قبل با 20 امضاء‌ به وزارت كار نوشته و درخواستي را مطرح كرده بودند را از ياد برده‌اند.{نامه روزنامه نگاران به وزارت کار}

توضيح: اين يادداشت براي سايت انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران نوشته شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 8 فروردین1388ساعت 4:26 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

از بهاران کی شود سرسبز سنگ

مولوی بزرگ که به حق باید وی را شیر بیشه اندیشه ها نامید که خیزابهای بلند فکری اش را در آثارش به جای گذاشته ا ست وصفی حیرت انگیز درباره بهار دارد. اگر چه این وصف در دیوان شمس و مثنوی فراوان است اما به گمان من وصفی که بعد از داستان معروف طوطی و بازرگان و قبل از داستان پیر چنگی می آورد شکوهمندو البته عبرت آموز است. با آوردن این دو بیت عید نوروز و سال جدید را به دوستان و خوانندگان این وبلاگ تبریک می گویم و برای آنها آرزوی سلامتی تن وروان دارم.

ازبهاران کی شود سرسبز سنگ

خاک شو تا گل برویی رنگ رنگ

سالها تو سنگ بودی دلخراش

آزمون را یک زمانی خاک باش

بعد از تحریر: خبر از کف رفتن امید رضا میرصیافی وبلاگ نویس و روزنامه نگار حوزه موسیقی بسیار تاسف بار بود. کاری به دلایل بازداشت وی ندارم. اما اینکه انسانی در زندان و به دلیل برخی شرایط ناگوار از کف می رود. آن هم در این سن و سال قطعا تاسف برانگیز و تاثر آور است. به خانواده آن مرحوم و جامعه روزنامه نگاری تسلیت گفته و برای آن مرحوم غفران الهی را طالبیم.

+ نوشته شده در شنبه 1 فروردین1388ساعت 7:12 AM توسط سید ابوالحسن مختاباد |