تبليغاتX
سربانگ

برای جلال فهیم هاشمی به پاس شیرینی مرام و آرامش درونی اش

در هفته ای که گذشت دو کس که ارادت بسیاری به هر دو داشتم به دیار باقی شتافتند. اولی جناب مهدی سحابی که اگر چه حشر و نشری با وی نداشتم اما توصیفش را همه گاه از زبان ناشر صافی اعتقاد و بزرگی چون علیرضا رمضانی شنیده ام و نیز از دکتر حسن نمکدوست و برخی از دوستان دیگر روزنامه نگارش توصیف نبوغش در روزنامه نگاری را هم به یاد دارم.

دوم اما زنده یاد سید جلال فهیم هاشمی بود که در دو سال گذشته از نزدیک و بیشتر هم دیگر را شناختیم.

برای زنده یاد جلال هاشمی یادداشتی نوشته ام که در همشهری آنلاین با عنوان هاشمی مرد شیرین و آرام نشرمنتشر شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 10:30 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

خود خندند مدیران هنرمند/درباره ماجرای ارکستر ملی

از قرار دولت نهم ودهم، مدیران بالادستی ومیانی‌آن عادت کرده‌اند که پاسخ برخی پرسش‌ها را با فرافکنی به طرح موضوعاتی حاشیه‌ای ارجاع دهند و در نهایت مصداق آن ضرب‌المثل معروف شوند که «خود گویندو خود خندند، خود مرد هنرمندند».

داستان اهل موسیقی البته به همین جا ختم نمی‌شود، چرا که معلمان هنرستان موسیقی دختران و پسران هم چنین سرنوشتی دارند و در حالی که شهریه‌های کلانی از جیب والدین به حساب هنرستان وارشاد تهران واریز می‌شود، اما پرداخت حق‌الزحمه اساتید و مدرسان موسیقی این هنرستان، تا یک سال هم به تعویق افتاده است و کار تا به آنجا پیش رفت که چهره‌ای بی‌سروصدا و فروتن، همانند استاد هوشنگ ظریف در نشست سال گذشته اهالی هنر با وزیر ارشاد وقت فغان برآورد که شش‌ماه است حقوق مدرسان را پرداخت نکرده‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 16 آبان1388ساعت 8:24 AM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

شد ز دنیا ماند از او فعل نکو/در درگذشت استاد صبحدل


حوالی ظهر امروز بود که شنیدم استاد حسین صبحدل دل به دیار باقی داد.به یاد روزهایی افتادم که در مسجد امام صادق اقدسیه صحنه دار مراسم قبل از سخنرانی اقای سروش بود.

مرحوم صبحدل كه در چند سال پاياني عمرشان، به بيماري فراموشي دچار شده بود، از جمله چهره‌هاي خدوم عرصه فرهنگ و هنر به شمار مي‌رود كه متاسفانه هم به دليل فروتني ذاتي و هم به جهت كم توجهي‌ رسانه‌ها قدر و قيمت كارش چندان شناخته نشد،‌اگر چه اهل فن و نخبگان وآناني كه با اين پير روشن ضمير آشنا بودند، همه ‌جا و گاه،‌از وي و صافي‌اعتقادي اش و كارهاي بركت خيزش سخن گفته‌اند.

مرحوم صبحدل به زبان عربي مسلط بود و از سوي ديگر نغمه‌هاي موسيقايي عربي را به خوبي مي‌شناخت و ازهمه مهمتر بر رديف موسيقي سنتي‌هم تسلطي شگفت داشت. اين ويژگي‌ها به همراه اعتقاد عميقش و ايمان مذهبي‌اش از وي چهره‌اي ساخت كه همه گاه مورد عنايت بزرگاني چون آيت الله طالقاني، مرحوم شريعتي، مرحوم مطهري، مرحوم مفتح‌، مرحوم هاشمي نژاد و بعدها آقاي سروش بود. چرا كه وي تدارك كننده عمده برنامه‌هاي اين بزرگان در حسينيه ارشاد و سخنراني‌هاي مذهبي‌شان بود و موذن اصلي آيت الله طالقاني در مسجد هدايت هم آن زنده ياد بود. حتي نقل شده است كه مرحوم شهيد مطهري توصيه كرده بودند،‌بعد از مرگشان استاد صبحدل برايش اذان بخوانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 5:46 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

ناشران اثر‌آفرين و مخاطره جو

 

اول:در شماره يك‌شنبه ۱۳  مهرماه روزنامه دنياي اقتصاد، گفت وگويي خواندني با مولفان سخت‌كوش و بصير فرهنگ‌نامه سه‌جلدي معاصر(استاد غلامحسين صدري افشار و خانم‌ها نسرين و نسترن حكيمي)منتشر شد.{گفت وگو با مولفان فرهنگنامه واژگان واعلام معاصر}

 اثري كه به گمانم انتشار آن با حوادث بعد از انتخابات مقارن شد و اگر در وضعيت اجتماعي و سياسي و فرهنگي طبيعي به بازار نشر راه مي‌يافت، قطعا ارج و قربش بسي بيشتر دانسته مي‌شد و رسانه‌هاي مكتوب و ديداري و شنيداري از آن به عنوان يك اتقاق فرخنده در عرصه فرهنگ‌نويسي و كتاب و نشر ياد مي‌كردند.

اما همين كه رسانه‌پرخواننده و نجيب دنياي اقتصاد در چنين وانفسايي به سراغ اين جمع رفته و كار‌آنها را بركشانده و معرفي كرده است ،بايد از اين رسانه و بخش ادب وهنرش ستايش كرد. منتها با توجه به اين كه رويكرد دنياي اقتصاد معرفي و تقويت اقتصاد بخش خصوصي در تمامي شاخه‌هاي‌آن است و مقالات و سرمقاله‌ها و يادداشت‌ها و گفت وگو ها تقريبا با چنين هدفي تنظيم ، نوشته و منتشر مي‌شود، نگارنده در آن گفت وگو جايي خالي را حس كرد و‌ آن كم انگاشت نقش ناشران بخش خصوصي در رشد و بالندگي اين شاخه از فرهنگ است؛به خصوص‌ناشراني كه در حيطه كتاب‌هاي مرجع كار و تلاش مي‌كنند،آثاري كه اگر بخواهد شسته رفته و تميز از نظر محتواي و صورت انتشار يابد، كار و تلاش طاقت‌سوزي را مي‌طلبد كه تنها ناشران آشنا به انتشار فرهنگ‌ها و دانشنام‌ها مي‌دانند چه كوشش‌هايي بايد صورت بگيرد تا در نهايت كاري همانند «فرهنگ‌نامه فارسي معاصر واژگان و اعلام»انتشار يابد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 4:12 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

درباره نمایشگاه فرانکفورت/دستانی تهی تر از پیش

 چند سالی است که از ایران ناشران و دولت به نمایشگاه فرانکفورت می‌روند و البته به دلیل نداشتن هدفی دقیق و معین برای حضور در این نمایشگاه، دستاورد‌های‌آن برای نشر و ناشران ایرانی مشخص نیست. به یاد دارم سال 2001 که همراه گروهی از ناشران و به عنوان روزنامه‌نگار به این نمایشگاه رفته بودم با ناشری خوشنام و معتبر که اتقاقاً در آن سال نمایشگاه فرانکفورت هزینه‌های حضورش را تقبل کرده بود، در این باره صحبت می‌کردم.

یکی، دو روز بعد از نمایشگاه پرسیدم که سال بعد هم در این نمایشگاه حضور خواهی یافت؟ پاسخ داد، دیگر به این نمایشگاه نمی‌آیم؟ وقتی باتعجب من روبه‌رو شد، ادامه داد: مگر زمانی که بخواهم کتابی را باناشری دیگر مبادله کنم وکاری برای نشر خودم انجام دهم، در غیر این صورت به لحاظ هزینه و فایده‌ برای من ناشر نمی‌صرفد که بیایم اینجا و چند روزی گشت بزنم و دلم خوش باشد و به دیگران هم پز حضور در نمایشگاه کتاب فرانکفورت را بدهم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 4 آبان1388ساعت 7:19 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

يك‌سالگي سايت موسيقي‌ما

 نگارنده پیشنهاد می‌دهد دست‌اندركاران سایت برای بخش نظرات یك مرامنامه‌ای بنویسند و در پیشانی همان بخش قرار دهند كه به نوعی در آن نظرگذاران را به پرهیز از توهین و دادن نسبت‌های ناروا به نویسنده یا گوینده خبر توجه دهند. چون متاسفانه برخی با نام‌های مستعار نظراتی را قرار می‌دهند بدون آنكه مسئولیت دیدگاه‌های خود را هم بر عهده بگیرند. البته نگارنده مخالف آزادی بیان نیست، اما معتقد است آزادی بیان تا جایی است كه به قول فلاسفه معروف غرب، به دیگران آسیب وارد نسازد، وضمن اینكه اخبار و رسانه‌ها برای این بروز و ظهور پیدا كرده‌اند كه منابع دقیق شناسایی شده و هر فردی بتواند مسئولیت خبر وسخنی را كه بر زبان می‌آورد و یا می‌نویسد بر عهده بگیرد و از‌آن دفاع كند.
از این منظر اگر چه نظرات خوانندگان گاه‌ می‌تواند اطلاعاتی در اختیار دست‌اندركاران سایت قرار دهد برای پی‌گیری برخی موضوعات و حتی خود به خبر تازه‌ای تبدیل شود، اما باید نقطه آسیب‌‌های‌آن را هم شناسایی كرد و به دنبال حل آن‌ها رفت.
در هر حال برای دست‌اندركاران سایت «موسیقی ما» آرزوی توفیق افزون‌تر دارم و امیدوارم در عرصه‌ی اطلاع‌رسانی و به‌خصوص نقد (‌آن هم نقد سیاست‌های دولت در عرصه‌ی موسیقی) بالنده‌تر از گذشته عمل كنند. امری كه البته خطرخیزی‌های خاص خود را هم دارد و ورود به این حرفه ‌هم ظرافت می‌طلبد وهم شجاعت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 2 آبان1388ساعت 4:30 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |