توضیح: نوشته زیر را سال گذشته د رکنار نوشته ای از دوست خوب و خوش قلمم آقای یار احمدی در ویژه نامه روزنامه اعتماد منتشر کردم. امسال و همزمان با سالروز تولد آقای رجبی جواد یار احمدی تماس گرفت و گفت که پاسخ نوشته سال قبلتان را داده ام . این نوشته را با اندکی اصلاح در همشهری آنلاین کار کرده ام {درباره بهمن رجبي و خلق و خويش} اين دو نوشته را بخوانيد و البته به دنبال فرصتي هستم كه گفت وگو درباره آقاي رجبي و خلق و خويش را ادامه دهم .

كمتر كسي در تخصص و دانش موسيقايي بهمن رجبي ترديد دارد.تلاشها وابداعات وابتكارات وي در ساز تمبك ، افقي تازه را براي نوازندگان اين ساز و اصولا سهم اين سازدر ساختار اركستر موسيقي ايراني گشوده است . پس در اين نوشته قصدي بر تعريض به مقام بهمن رجبي به عنوان يك نوازنده تميك و كسي كه درك اش از موسيقي و ريتم در طرازي بالاتر و برتر از سايرين است، ندارم، بلكه مي خواهم نقد و نقبي بزنم به زاويه ديگري از بهمن رجبي كه تقريبا تمامي افرادي كه با وي حشر و نشري دارند ، از آن زاويه آگاهي دارند ،اما كمتر آن را به عرصه و حوزه اي عمومي كشانده اند. اميد كه اين بحث و اشاره كه مي تواند روزنه اي باشد به افقي فراختر و مجملي باشد بر تفضيل، آقاي رجبي و هوادارانش را بر نياشوباند.
اگر در سخنان و گفته ها و حتي نامه هاي آقاي رجبي دقيق شويم ، مي توانيم دريابيم كه اين چهره نامي عرصه موسيقي بيش از آنكه در نقد نوازندگان و اهل موسيقي به روي صحنه تخصص و كار آنها توجه كند ، با وام گيري از برخي اطلاعات پشت صحنه و گفته ها و شنيده هاي ديگران و البته تجربه هاي خود در برخورد با اين افراد ، روايتي از اين افراد به دست مي دهد كه بخش عمده آن ذم است و كمتر مدحي درآن به چشم مي آيد.
از قرار آقاي رجبي در نقد خود بيش از آنكه به نقد كار بپردازد،به نقد شخص مي پردازد و البته تمامي وجوه افراد را هم مد نظر قرار نمي دهد ، بلكه به بخشهايي نظر دارد كه در نهايت به تخريب شخص منجر مي شود.
اگرچه نمونه هاي فراواني از سخنان آقاي رجبي موجود است ، اما نمونه اي كه مي توانم از آن ياد كنم و خوشبختانه به مدد اينترنت و ويلاگ ، تقريبا عمومي شده و برخي از اهل موسيقي، به خصوص ما روزنامه نگاران اين حوزه، از آن خبر داريم ، نامه اي است كه اين چهره نامي عرصه تمبك نوازي به جناب محمد رضا لطفي نوشته است. متن و محتواي نامه نشان مي دهد كه آنچه آقاي رجبي از محمد رضا لطفي تصوير مي كند ، بيش از آنكه متكي بر دانش و توانايي لطفي در اين حوزه باشد ( حوزه اي كه اهل موسيقي لطفي را به اين صفت مي شناسند)بر بخشهاي ديگري از زندگي لطفي نظر دارد كه نوشتن درباره آنها نيازمند اطلاعاتي است كه حد اقل آدميان از درك آن عاجزند. به تعبير دقيق تر آقاي رجبي در اين نوشته انگيزه خواني كرده است و خود را درجايگاه يك من برتر نشانده كه حتي اين توانايي و ظرفيت را دارد كه درون آدمها را بخواند و از نيات آنها آگاهي يابد و از آنجا براي لطفي تار نواز وآهنگساز و مدرس و خوانندگان اين نامه تصميم بگيرد و بنويسد كه وي در چه هياتي است و چگونه فكر مي كند.
اگر از زاويه اخلاق كانتي بخواهيم به نگاه آقاي رجبي به پديده ها بنگريم ، طبيعي است كه آن را نپسنديم . در اخلاق كانتي چهار عامل زير ملاك اصلي و اسباب نجات آدمي است. آنچه بر خود نمي پسندي بر ديگران مپسند و د ركار خود صادق و جدي باش.
آقاي رجبي در كار خود صادق اند و البته جدي ، اما آيا آنچه رابر خود نمي پسندند، بر ديگران هم نمي پسندند؟
اين پرسشي است كه پاسخ به آن مي تواند بسياري از رفتارهاي آقاي رجبي را به محك آزمون قرار دهد؟
باز هم تاكيد مي كنم كه اين نوشته كوتاه مي تواند روزنه اي باشد براي بحثي مجمل تر در ميان ما اهل موسيقي كه مرزهاي اخلاقي و رفتاري ما چيست و عيوب و انكسارات آن در كجاست.
تكمله: گفت وگويي با بهمن رجبي را در اينجابخوانيد.
غير مرتبط با متن:دوست و ناشر خوشنام ، اقاي لطف الله ساغرواني، مدير انتشارات هرمس در سوگ از دست دادن پدرشان نشسته اند. ضمن تسليت به ايشان طلب آمرزش براي آن زنده ياد به اطلاع دوستان مي رسانم كه مجلس ترحيم پدرآقاي ساغرواني ساعت ۱ تا ۲ و نيم فردا(پنج شنبه۱۶ اسفند)در مسجد نور در ميدان فاطمي برگزار مي شود.







