تبليغاتX
سربانگ
درباره موسیقی نشر و نوشتار

اشاره:در چند شماره اخير نوشته هايي در بخش موسيقي نسيم منتشر شد كه اسباب آزردگي خاطر برخي از اهالي موسيقي را بر انگيخت. سيد ابوالحسن مختاباد ، عضو هيئت مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران ، بازرس خانه موسيقي و دبير و سخنگوي كانون نويسندگان و پژوهشگران اين نهاد مدني در نوشته اي به اين موضوع پرداخته است كه با سپاس از ايشان نوشته را مرور مي كنيم.

 

اول:در نمايشگاه مطبوعات امسال مجيداخشابي از خوانندگان و آهنگسازان شناخته شده كشور را ديدم.به دليل آشنايي قبلي و آگاهي از  اين نكته كه من عمده روزنامه نگاران فعال در رسانه هاي مختلف را مي شناسم از من پرسيد:آيا شما مي دانيد كه در فلان نشريه ماهانه چه كسي بخش موسيقي رااداره مي كند؟پاسخ دادم:بله.چون خودم هم گاه گداري درآن نشريه قلم مي زنم.سپس ادامه داد: اين نشريه مطلبي را درباره من نوشته و نسبتي به من داده است كه دروغ محض است .به همين دليل مي خواهم از آن مطلب و نشريه شكايت كنم. گفتم:چرا جوابيه اي براي نشريه نمي‌فرستيد كه اشتباهش را تصحيح كند؟آنها وظيفه دارند طبق قانون مطبوعات جوابيه شما را درا ولين شماره اي كه منتشر مي كنند در همان صفحه و با همان پنط و ... چاپ كنند.اما وي اصرار داشت كه شكايت كند.نمي دانم كه شكايتي كرده است يا نه و ...

دوم:يكي دو ماه پس از كنسرت گروه عارف در تالار كشور، شبي بهداد بابايي،نوازنده چيره دست سه تار با من تماس گرفت. آقاي بابايي استاد من در سه تار بود و مدتي كوتاه و در زماني كه وي سرباز مامور خدمت در حوزه هنري بود ، پيش وي برخي از قطعات ضربي را كار  مي كردم.آقاي بابايي هم كه نام مرا در آن نشريه ديده بود از من پرسيد: مطلبي درباره كنسرت گروه عارف در اين نشريه نوشته شده است كه سراسر توهين وافترا است و ما( گروه عارف) مي خواهيم از دست نويسنده آن به دادگاه شكايت كنيم.من مطلب را نخوانده بودم و به وي گفتم كه اجازه بدهيد من مطلب را بخوانم و بعدا قضاوتم رابراي شما بگويم.

برحسب تصادف آن شماره اين نشريه در آرشيوم بود و لذا مطلب ياد شده را خواندم و ديدم حق با آقاي بابايي است و نوشته مملو از نوشته هايي است كه از آن بوي توهين و تمسخر به مشام مي رسد.

روز بعد آقاي نوربخش ( مدير عامل خانه موسيقي و خواننده گروه عارف) هم وقتي در جلسه هيئت مديره ديدمش ، به اين نوشته اعتراض كرد وگفت كه قصد دارد از اين نشريه و نويسنده به دادگاه شكايت كند و اعلام كرد روز دادگاه هم از تمامي خبرنگاران دعوت مي كند كه در جلسه حاضر باشند تا به قول خودش آبروي اين فرد را ببرند.

من ضمن پذيرش تمامي انتقادات آقاي نوربخش درباره آن نوشته پيشنهادي دادم به اين مضمون كه بهتر است كانون يا كميته اي به اين گونه اختلافات ميان روزنامه نگاران موسيقي واهل موسيقي رسيدگي كند. سپس توضيح دادم ، اين گونه مي توان اميدوار بود كه در يك فرايند زماني ميان مدت مشكلات اين چنيني برطرف شود. پيشنهاد من هم به اين دليل بود كه خوددركانون نويسندگان و پژوهشگران خانه موسيقي  شكل گيري زير شاخه روزنامه نگاران حوزه موسيقي را پيشنهاد داده بودم و علاقه مند بودم كه اين اختلافات ، پيش از كشيده شدن به دادگاه در درون خانواده موسيقي حل و فصل شود.

اين پيشنهاد در هيئت مديره مطرح شد و در نهايت مصوب شد كه آيين نامه اي براي كميته اي كلي به نام كميته حل اختلاف نوشته شود و از اين پس اختلافات اهالي موسيقي در هر سطحي و شاخه اي ابتدا در اين نهادمطرح و در صورت حل نشدن به دادگاه كشيده شود.

 

سوم:جداي از تمامي اين مسائل به ذهنم رسيد كه چند نكته اي را درباره روزنامه نگاري حوزه موسيقي و برخي مشكلاتي كه فراروي اين پيشه قرار دارد بنگارم.

مهمترين مشكل روزنامه نگاري به طور اعم و روزنامه نگاري موسيقي به طور اخص آشنا نبودن روزنامه نگاران با ظرافت هاي حرفه اي اين كار است.به اين معنا كه روزنامه نگاران اين حوزه بيش از آنكه آموزش هاي حرفه اي دراين زمينه پيدا كنند ،  به دليل قلم روان و نگاه خوبي كه دارند و البته علاقه و عشق به اين كار،وارد اين حوزه مي شوند و همين امر سبب مي شود كه آنها حرفه خود را با آزمون و خطاهاي فراواني به پيش ببرند و البته كه برخي مشكلات اين چنيني هم دامن گير آنها خواهد شد.

«آنچه بر خود نمي پسندي ، بر ديگران نپسند»از جمله توصيه هاي كليدي است كه در كلاس هاي روزنامه نگاري دنيا، معتبرترين آنها، و از زبان استادان نامي اين حوزه بيان مي شود و روزنامه نگاران را توصيه مي كنند كه به اين اصل اخلاقي در تمامي نوشته هاي خود پاي بند باشند. در كنار اين اصل سه اصل ديگر انصاف، بي طرفي و دقت و صحت هم قرار دارد كه هر روزنامه نگاري در نگارش خبر يا نوشته اش بايد پاي بند به آنها باشد.

همچنانكه تكيه بر منابع درست و دقيق و نقل خبر يا نوشته از اين منابع از ديگر نكاتي است كه هر روزنامه نگاري بايد آن را رعايت كند.براي همين است كه در برخي رسانه هاي بزرگ دنيا و براي آنكه از صحت ودقت يك خبر اطمينان حاصل كنند مرامنامه هايي طراحي شده كه از جمله آنها چك كردن خبر با حد اقل دو منبع است؛ تا به درستي آن مطمئن شد .شايد اگر روزنامه نگاري كه در نوشته اش درباره آقاي اخشابي مطلبي نوشته است كه به گفته آقاي اخشابي آن مطلب از بن دروغ بوده است، در لحظه نگارش آن مطلب تماسي با آقاي اخشابي مي گرفت و از صحت آن مطلع مي شد، قطعا در درج آن اين گونه سخاوت به خرج نمي داد.

هر روزنامه نگاري كه بخواهد خبري را درج كند بايد به تبعات آن فكر كند و حتي بينديشد كه روزي ممكن است بابت اين خبر پايش به دادگاه هم كشيده شود.اين روزنامه نگار اگر در پي كشف حقيقت است بايد به گونه اي منابع خبري اش را سامان دهد كه در روز دادگاه هم بتوانداز خبرش دفاع كند.در واقع قصد نگارنده اين نيست كه از روزنامه نگاران جسارت ستاني كنم و آنها را بترسانم ، چرا كه معتقدم جسارت در روزنامه نگاري امر مهم و لازمي است، بلكه قصدم اين است كه آنها را به نكته اي توجه دهم  كه بتوانند با تكيه برآن چارچوب هاي حقوقي كار خود را هم سفت و سخت تر كنند.

اگر خبر درست ، و منبع آن دقيق و مورداعتماد باشد ، روزنامه نگار بايد با جسارت آن خبر را كار كند، اما اگر در هر كدام از اين دو موردترديد دارد بايددر درج آن امساك به خرج دهد تا موانع اين چنيني را برطرف سازد.

تكيه بر شنيده ها و برخي شايعات نمي تواند منبعي مورد اعتنا براي روزنامه نگار باشد، روزنامه نگار شنيده ها و شايعات را پلي مي كند كه به اصل ماجرا نقب بزند و از آن نردباني مي سازد تا به گوهر اصلي خبر برسد.

درنقد و يا گزارش هم همين وضعيت حاكم است. براي نمونه نوشته اي كه درباره گروه عارف آورده شد ژانر خود را مشخص نكرده بود كه آيا قرار است گزارش صحنه اي بدهد، به حاشيه ها بپردازد و يا به متن.روح نوشته از حاشيه نگاري خبر مي داد و رگه هايي از هزل و سخره ( نه طنز)در  آن موج مي زد.اصولا نقد موسيقي ، آن هم به صورت مكتوب امري سخت است ، چرا كه شما از امري ياد مي كني كه عرصه اي شنيداري است و مي خواهي نكات مورد ايرادت را به صورت مكتوب بيان كني بدون آنكه شاهد ي بتواني ارائه كني. بايد بپذيريم كه نقد موسيقي مقوله اي بسيار تخصصي است و نگارنده كه بيش از يك و نيم دهه دراين زمينه قلم زده است كمتر جرات نوشتن نقد را به خود مي دهد. اما اگر هم گاه گداري در اين زمينه قلمي مي زند توجه داردكه مرز بين تخريب و تعارف را رعايت كند و نقدش به سمتي حركت نكند كه تنها تعارف باشد و از ديگر سو در فضايي نغلتد كه به تخريب بنيجامد.گزارش نوشته شده در باره كنسرت آقاي مشكاتيان وگروه عارف در نقاطي به تخريب و توهين رسيده بود كه طبيعي است موجب انتقاد و اعتراض بسياري را فراهم مي كند.

 

 قصد آن ندارم كه درس روزنامه نگاري بدهم بلكه معتقدم روزنامه نگاري حوزه موسيقي در ابتداي مسير خود قرار دارد و براي رسيدن به جايگاهي حرفه اي تر نيازمند دو اصل مهم است.اول تحمل اهالي موسيقي و دوم تلاش خود روزنامه نگاران براي ارتقاي آگاهي هاي خود در اين زمينه.

اهالي موسيقي به دليل حساسيت هايي كه داشته و دارند و البته برخي مسائل جامعه شناختي و روانشناسانه و به خصوص فشاري كه در چند دهه اخير بر آنها رفته است، اعتماد به نفس خود را تا حدودي از كف داده اند و با اندك انتقادي آشفته مي شوند.خوشبختانه در چند سال اخير هنرمندان موسيقي هم سعي كرده اند وارد برخي فضا هاي عمومي تر شوند و خود را بيشتر رسانه اي كنند و همين امر اسبابي را فراهم ساخته است تا گفت وگوي آنها با رسانه ها و روزنامه نگاران صورت و صبغه افزونتري به خود بگيرد.

همه ما (روزنامه نگاران حوزه موسيقي و هنرمندان) در يك كشتي نشسته ايم . براي سلامت اين كشتي بهتر است به هم تير و خنجر پرتاب نكنيم .

نكته نهايي اين كه نشريه نسيم به عنوان رسانه اي با زبان وبياني نو توانسته فضايي را در حوزه هاي مختلف فرهنگي و هنري و اجتماعي و سياسي به وجود آورد.بخش موسيقي اين رسانه هم به مدد دبير اين بخش توانسته فضايي پرتحرك و نشاط بخش را براي خوانندگان ايجاد كند.

به گمان من اهالي موسيقي بايدنيمه پر اين ليوان را هم ببينند، يعني تلاش هايي كه آقاي منبتي به عنوان دبير اين بخش صورت داده و توانسته در اين فقر و فاقه اي كه ادبيات مكتوب موسيقي با آن روبرويند، فضايي را به اهالي موسيقي بدهد.اميد كه در آينده هم آقاي منبتي در خواندن مطالب همكارانش دقتي افزونتر به خرج دهد و شاهد نباشيم،چنين اسائه ادب هايي به اهالي موسيقي كه عاشقانه در اين كار سرگرمند.

از سوي ديگر به نظر مي رسد  اهالي موسيقي هم با سعه صدري افزونتر به ارتباط خود با روزنامه نگاران ادامه دهند به جاي شكايت عرصه گفت وگو را انتخاب كنند كه بتوانند هرچه بيشتر سوء تفاهمات را به كناري بزنند.

توضیح۱:این نوشته در شماره نوروزی نشریه ماهانه نسیم منتشر شده است.

توضیح۲: پس از انتشار این مطلب در شماره نوروزی نسیم تمامی شاکیان از شکایت خود صرف نظر کردند.

 

 


+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 7:55 PM  توسط سید ابوالحسن مختاباد  |