تبليغاتX
سربانگ
درباره موسیقی نشر و نوشتار

 

 

نشست امروز انجمن صنفي درباره زنده ياداحمد رضا دریایی از جهاتي متفاوت بود.در واقع آقاي دريايي مرحوم و درگذشتش بهانه اي شده بود تا برخي از همكارانش و نيز برخي ديگر از روزنامه نگاران به خالي كردن درد دلهاي خود بنشينند و البته دراين ميان برخي تركش ها هم نصيب برخي ها شد.

  

 اصولا درمراسمی که نام بزرگداشت را دارد، آن هم برای یک مرحوم و تازه گذشته‌ای همانند زنده یاد دریایی، چندان زیبنده نبود كه افراد به يكديگر بپرند . خوشبختانه ما همه روزنامه نگاريم و صاحب رسانه و حداقلش وبلاگ ، وي مي توانيم حرف هاي شخصي امان را در اين گونه فضا ها بيان كنيم.نمی دانم چرا این همه کم تحمل شده ایم. آن هم در نشست ویاد فردی که همه گاه در تحریریه به ما درس تحمل و شکیبایی می داد و می گفت که فکر نکن با یک مطلب و یک سخن می‌توانی همه چیز را عوض کنی.

 

جالبترين بخش ماجرا به حضور آقاي دعايي و پاسخگويي اش به برخي شبهاتي بود كه در نشست مطرح شده بود. يكي از اين شبهات درباره نحوه اخراج آقاي دريايي از روزنامه اطلاعات بود كه دعايي برخلاف برخي ها كه از زير بار پاسخ دادن شانه خالي مي كنند، بعد از رفتن پشت تريبون و گفتن نكاتي درباره ويژگي هاي اخلاقي آقاي دريايي گفت كه من نماينده رهبر نظام در روزنامه بودم و آن سال ها هم آقاي لاجوردي رئيس زندانها بود و اوضاع هم به گونه اي بود كه برخورد ها بسيار خشن و اعدام ها و بگير و ببند ها بسيار بود.

 

در چنين اوضاعي عكسي در روزنامه منتشر شد  و گفته اي از امام در زير آن زير نويس شد كه هيچ توجيهي براي انتشار آن نبود و من مسئولان آن را توبيخ كردم . من مي توانستم اين چند تن، از جمله آقاي دريايي را ، تحويل آقاي لاجوردي بدهم و مي دانيد كه چه بر سرشان مي آمد،اما اين كار را نكردم چون معتقد بودم كه اين يك خطايي بود كه به رغم بزرگي اش، نمي تواند برابر باشد با تمامي زحماتي كه اين دوستان در روزنامه كشيدند، بنا براين خودم مسئوليت كار را به عهده گرفتم و به نزد آقاي لاجوردي رفتم و قضيه را جمع و جور كردم.

 

 

دوم: برخي برخورد ها وسخنان در اين مراسم بسيار نكوهيده بود، از جمله سخناني كه آقاي مردوخي گفتند. اصولا اين گونه مجالس جاي اين سخنان  و تسويه حساب هاي شخصي نيست،‌ مجلس ترحيم است و بايد حرمت افراد و به خصوص چهره اي همانند زنده ياد دريايي حفظ مي شد.

 

 

اشرح عکس:ین همان لحظه ای است که دریایی پس از نزدیک به نیم قرن فعالیت مطبوعاتی برای آخرین بار در دفتر کارش حاضر می شود تا برای همیشه از عالم روزنامه نگاری خداحافظی کند

 

 

البته آقاي مزروعي رفته بودند كه جلوي اين گونه سخن گفتن را بگيرند كه حمله لفظي مردوخي و سخنان نه چندان پسنديده اش به مزروعي كار را پيچيده تر كرد ،اگر چه با سكوت مزروعي كار ختم به خير شد.

از ميان كساني كه در اين نشست صحبت كردند، سخنان آقاي نفيسي و ناصر كرمي و نوشته اي كه آقاي رمضانپور براي آقاي دريايي نوشتند{بی آنکه نامی} و متني كه خانم بني يعقوب خواندند {دانش وعشق دریایی}بسيار شنيدني بود. اي كاش گزارش کامل اين مراسم در جايي منتشر مي شد.{گزارش مختصر سرمايه ازمراسم}

من البته برخي از سخنان را در همشهري آنلاين آوردم{یاد دریایی از سوی روزنامه نگاران}

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 0:22 AM  توسط سید ابوالحسن مختاباد  |