تبليغاتX
سربانگ
درباره موسیقی نشر و نوشتار

روز گذشته كه مطلبم درباره نوشته استاد پرويز مشكاتيان منتشر شد{شهروند و سخنان آقای مشکاتیان درباره خانه موسیقی} از دکتر حسن نمکدوست خواستم كه درباره اين نوشته نظر دهند.در تحريريه همشهري آنلاين ديدمش و گفت كه اي كاش نوشته آقاي مشكاتيان را هم مي گذاشتي. گفتم:توضيح داده‌ام كه چرا نگذاشته‌ام. گفت: بله.ولي خواننده قبول نمي كند و شما بايد اطلاعات را كامل دراختيار او قرار دهي و قضاوت را هم به عهده اش بگذاري.

همين سخن انگيزه اي شد تا متن سخنان آقاي مشكاتيان درشهروند را خود تايپ كنم و و روي كامنتي جدا بگزارم.

 

همه سكوت كردند، من سكوت نمي‌كنم

 

سال قبل خوشحال شديم كه بزرگان موسيقي اين مملكت روي صحنه‌آ‌مدند.‌آنهايي كه يك عمر زحمت كشيده بودند و مدتي بود كه روي صحنه نيامده بودند،‌اما‌امسال فرصتي شده بود كه كنسرت داشته باشند.خوشحال تر شده بوديم كه خانه موسيقي پاپيش گذاشته بود وهمانطوري كه در‌اساسنامه‌اش‌امده‌است، متولي‌اين مساله شده بود كه مشكلات و معضلات‌اهالي موسيقي را حل كند و كمكي باشد براي گروه‌ها در تعامل بانهادهاي رسمي‌متولي برگزاري كنسرت و صدور مجوز.

خوشحال بوديم كه جمعي كه خود دستي برآتش موسيقي دارند و خودشان دست‌اندركار‌اين هنر هستند،متولي شده‌اند كه راهگشاي هنرمندان و گروه‌ها شوند،اما متاسفانه به زعم تمام بزرگاني كه روي صحنه‌آمدند و‌اجازه دادند‌اين نهاد، برگزاركننده كنسرت هايشان باشد، خانه موسيقي خود را تا سطح واسطه ودلال پايين‌آورده‌است. هيچ كدام‌از بزرگان راضي نبودند‌از‌اين‌اقدام،‌اما سكوت كرده‌اند.ما ‌آخرين گروهي بوديم كه كنسرت برگزار كرديم و شايد چيزهايي‌از‌اين نابساماني‌ها شنيده بوديم،‌اما متاسفانه بايد حتما تجربه كنيم تا باور كنيم.

گروه عارف حتما مشكلات خود باخانه موسيقي را تا شفاف شدن كامل مسئله پي گيري خواهد كرد.هنوز باور نمي‌كنم كه با ما‌ اين طور برخورد كرده‌اند.ما بايد پي‌گيري كنيم. گروه‌هاي ديگر هم همين مشكلات را دارند.گروه كامكارها هنوز مشكلاتش حل نشده‌است و ما حتما جلسه‌اي تشكيل خواهيم داد و بيانيه مشتركي صادر خواهيم كرد.اساسنامه خانه موسيقي مي‌گويد كه بايد راهگشا باشند براي‌اجرا‌ها،‌اما‌آنها فقط شده‌اند واسطه تا حق گروه‌هاي موسيقي‌ادا نشود وخودشان به سود‌هايي برسندكه‌از حساب سازي‌ها مي‌خواهند به دست‌آورند.

در‌اجراي گروه عارف ،خانه موسيقي هيچ كاره بود.همه كارها را خودمان‌انجام  داديم.

من‌از‌آقاي كيارستمي‌خواهش كردم طراحي صحنه و بروشورها را‌ انجام دهد.تمرينات را كه خودمان دردفتر خودمان‌انجام داديم.تنها كمك خانه موسيقي شد چاپ بليت و‌اجاره كردن سالن‌از وزارت كشور.آنها سالن وزارت كشور را سي شب‌از وزارت كشور‌اجاره كرده بودند وآمدند همان را گران‌تر به گروه عارف وگروه‌هاي ديگر‌اجاره دادند. خانه موسيقي بايد براي گروه‌هاي موسيقي تخفيف مي‌گرفت نه‌اينكه هم بيشتر‌از‌اجاره تعيين شده‌از گرو‌ه‌ها بگيرد و هم به بهانه قواي‌انتظامي‌ براي چهار شب هشت ميليون كسر كند.

مدير عامل خانه موسيقي خواننده گروه عارف بود وما خوشحال بوديم كه‌اقلا ‌اگر كمكي نمي‌كند،‌اين كارها را هم نكند.اما متاسفانه گروه دراين بين مظلوم واقع شد.البته ما هنوز پي‌گيري را رها نكرده‌ايم ولي به شدت‌آزرده‌ايم.

يك گروه شش ماه،چهار ماه،، نه، سه ماه تمرين مي‌كند، تلاش مي‌كند،از جان مايه مي‌گذارد تا برنامه‌اي درخور مردم هنردوست كشورش‌ارائه كند وبعدخانه موسيقي علم و كتل برمي‌دارد كه من كنسرت برگزار مي‌كنم و وارد صحنه مي‌شود وما خوشحال مي‌شويم كه يك نهاد كه‌آشنا‌ است با دردها و مشكلات هنرمندان مي‌آيد كمك مي‌‌كند‌اما فقط‌ آمده‌است كه نقش دلال را بازي كند.

من‌از‌آقاي كيارستمي‌ خواهش كردم و‌او تا شب قبل‌از رفتن به فستيوال تا چهار صبح در چاپخانه بود؛پوستر و بروشور را كار كرد. روزهاي قبل‌از كنسرت من كه بايد بيشتر وقتم را صرف تمرين و‌اجرا با گروه كنم،‌درگير مسائل‌اجرايي كنسرت مي‌شوم و خانه موسيقي تنها كاري كه مي‌كند‌اين‌است كه بليت را چاپ مي‌كند. يعني ساده ترين و نازل ترين بخش‌آن و‌امروز دارم مي‌فهمم كه چرا‌اين كار را هم كرده بود.

البته من گمان نمي‌كنم هيئت مديره درجريان باشد.من فكر مي‌كنم‌آنها هنوز نمي‌دانند چه‌اتقاقاتي دارد مي‌افتد.يك نفر بايد قضايا را براي من روشن كند. قضيه نيروي‌انتظامي‌بايد حل شود. يعني نيروي‌انتظامي‌ واقعا هشت ميليون تومان خواسته‌است براي چهار شب‌اجرا؟«شبي دوميليون»؟اينها بايد مشخص شود.

مردم‌آمده‌اند هزينه كرده‌اند، وقت گذاشته‌اند وهر نظري‌اگر داشته باشند ، حق دارند بگويند.ممكن‌است خيلي ها‌ آمده باشند و‌اجرا را ديده باشند وكارها را دوست داشتند يا نداشتند. ممكن‌است خيلي ها فكر كنندكه حميد رضا نوربخش خوب نخوانده‌است،‌اما من شخصا صداي نوربخش را دوست دارم ،اما‌اين جداي بقيه مسائل‌است. گروه حرفه‌اي عارف بعد‌از مدت‌ها مي‌رود روي صحنه.پوست بچه‌هاكنده مي‌شود، تمرين مي‌كنند. عرق مي‌ريزندو آن وقت چندين ماه گذشته‌است وماهنوز نتوانسته‌ايم مشكلات را حل كنيم ويك سري مسائل مبهم وعجيب هنوز باقي مانده‌است.

روز‌اول كه صورت وضعيت هزينه ها را‌آوردند، من تعجب كردم و فكر كردم حتما‌اشتباهي شده‌است،‌اما بعدا ديدم كه‌اصرار دارند بر‌اين‌آمار و‌ارقام مبهم.

گفتيم هر شب 9 ميليون براي‌اجاره سالن وزارت كشور مي‌گيرند، عيب ندارد وكمك مي‌شود به خانه موسيقي،‌اما‌آيا سالن هر شب در طبقه‌اول هزار صندلي خالي داشت؟طبقه‌اول دو هزار نفر گنجايش دارد.يعني نصف صندلي ها خالي بود؟از شهرستان 18 نفر‌آمده بودند دم در خانه ما كه ما چطور بايدبليت تهيه كنيم.‌استاد شجريان و همايون‌آمده بودند. ما به زور براي‌آنها‌آن جلو جا پيدا كرديم.يعني نصف طبقه همكف خالي بود؟پس‌آن جمعيت كه‌امده بودند جن و پري بودند؟

تا كي بايد سكوت كنيم؟من تا‌اين مسائل را حل نكنم‌ آرام نمي‌نشينم. كامكارها سكوت كردند.استاد شجريان سكوت كرد.عليزاده سكوت كرد.امامن سكوت نمي‌كنم. قضيه قواي‌انتظامي‌بايد مشخص شود.‌اين مسائل را بايد شفاف‌اعلام كنند. تا كي سكوت كنيم؟من سكوت نمي‌كنم.

***

 

اينها صحبت هاي دردمندانه‌استاد پرويز مشكاتيان‌است. وقتي كه قرار بود يادداشتي‌از‌ايشان بگيريم كه در‌آن‌از‌اميدواري هايش براي سال‌آينده بگويد.‌اول‌از سال قبل پرسيديم وهمين جا تمام شد. وقتي‌ازسال‌آينده پرسيديم گفت«من‌الان نمي‌دانم. گيج شده‌ام.چرا بايد‌اين گونه برخورد شود؟»


+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 3:57 PM  توسط سید ابوالحسن مختاباد  |